مشروب حلال

تمامی مواد غذایی بعد از فساد غیر قابل خوردن میشن، بد بو میشن، تغییر شکل میدن، حالا نمیدونم کجای تاریخ یک آدم احتمالا فقیر متوجه شد انگورای فاسد شده دارای یک حالت عجیبی از مسمومیت که موقتی هم هست ، شاید خیلی حال میده، اونوقت این تجربه رو با آدمای دیگه به اشتراک گذاشت، و اونا هم فهمیدن که چه عجیب نه تنها مثل مسمومیت های دیگه به غلط کردن نمی افتن بلکه خیلی هم خوبه پس بو و طعم مزخرفشو تحمل میکنن 

و بعدها حتی باهاش عکس میگیرن میذارن تو اینستا،

اما یادشون رفته بود که مسمومیت، مسمومیت، مسمومیته و آسیب های خودشو داره، واسه همینم حرومش کردن چون خدا نمیخواد که ما به بدنمون آسیب بزنیم. حالا اگه اینهمه عوارض جانبی نداشت شاید اون موقع حلال بود

زن ایرانی

زن ایرانی زنیه که انقدر هوای شوهر و زندگیش و داشته 

وقتی برنجش شفته میشده، ازش شله زرد درست میکرده

 

 

هوش حقوقی

وکلا قانون رو میذارن وسط

تا بتونن دورش بزنن

یک نکته

ماده 30 قانون قواعد عام میگه: وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی موظف که درمان فوری و بدون قید و شرط مصدومان حوادث رانندگی روبه صورت رایگان انجام بده و منبع مالی ش رو هم معین کرده، خب جالب ازینجا به بعد...

به خاطر خودروهای بی کیفیت داخلی مبالغ هنگفتی پرداخت میشه که بخشی ازین مبالغ به صورت مستقیم (مالیات)  و غیر مستقیم به حساب دولت میره و بعد خود دولت مجبور میشه خرج مردمی رو که به خاطر تصادفات با همین خودروها روانه ی بیمارستان شدن رو پرداخت کنه 

تازه اون بحث خسارتهای وارده به اموال شهرداری و بیت المال و صرف زمان و انرژی نیروهای امدادی رو کلا حساب نمیکنیم.

زیبا نیست؟

پیرو مطلب قبلی

فکر کنید بدن ما یک جزیره اس که دو سومش آب 

گاهی طوفان فرامیگیره این جزیره رو

گاهی شناور آدمای نادرست پهلو میگیره تو این جزیره 

آیا جزیره باید هدف شو گم کنه؟

آیا یک جزیره به خاطر چند تا طوفان و چند تا شناور و چند تا سرنشین و یا حتی کسایی که توش مردن مثلا میره یک گوشه ای و دیگه ننیاد سر جاش؟ یا خودشو زیرآب غرق میکنه؟؟؟؟

نه دیگه چون تو مسیر کمال و هدف چیز دیگه اس

خدایا شکرت

جزیره ی وجودمون

اگر سه سوم بدن مون آب بود احتمالا از درون غرق میشدیم، نمیدونم ولی احتمالا از درون غرق میشدیم چون آب شش نداریم، ولی دو سوم بدن مون آب و ما مثل یک جزیره ایم توی بدن خودمون و آفرینش مون حکم کرده که این چنین به حیاط ادامه بدیم،  یعنی دو سوم بدنت آب و باشه و غرق نشی،  دیگه از چی باید بترسی جز خدا 

چیزی که درک میکنیم ولی اوکیه

بعضی وقتا از نظر ما یچیزی طبق قاعده پیش نمیره ولی باهاش مشکلی هم نداریم خب اوکیه دیگه، وقتی با کل اش مشکلی نداریم خب چرا عنوان کنیم؟ چرا راجع بهش صحبت کنیم؟ چه همون موقع چه بعدا.

نظم عجیب ماه ها

بین دوستام به نظرم اردیبهشتی ها و شهریورماهی ها و دی ماهی ها توی خیلی از چیزها شبیه به هم بودن،  و غالب ترین مسئله ی شخصیت شون مادی گرایی و ظاهربینی بود بعد که کمی دقیق تر شدم دیدم چقدر جالب توی هرکدوم ازین سه تا ماه نطفه شون شکل ببنده توی یکی دیگه ازین ماه ها تولد اتفاق می افته،  شاید چرند میگم و این اتفاقی باشه ولی به نظرم اینجوریه

و یا مرداد و آذر و فروردین و اصن رابطه ی خوبی هم بین این ماه ها برقرار چه توی دوستی چه همکاری، نمیدونم به نظرم اینا هم خیلی شبیه بهم هستن.

 

مرسوم و آسون

قدیم مردم مراسم های خاصی داشتن و به بهانه ی اون مراسم غذاهای خاص و... هم داشتن.

اصن چون طعم اون غذاها یادآور اون رفتارها و مراسم ها بود، بهونه ی نگه داشتن اون مراسم میشد.

دیروز تو سیزده بدر خیلی از مردم نه آش داشتن نه کاهو نه کباب چون خرج قابل توجه ایه، به جاش فلافل و گوجه میخوردن.

 

مسخره اس ولی همینه

طاغوتی ها = تابوتی ها

فروش

آدما هرچیزی که دوس دارن و بهتر میفروشن

وقتی من میرم فروشگاه جنسایی رو میفروشم که خودم میپوشم و دوسشون دارم 

وقتی مامانم میره چیزایی که خودش میپسنده و میپوشه رو بهتر میفروشه 

و اون جنسایی که من دوس دارم دیرتر فروش میره

آدما چیزایی که دوس دارن و بهتر میفروشن چون اعتقاد دارن به کاربرد و کیفیت اش.

مولانا درست میگه

مولانا میگه وقتی جام وجودت خالی باشه نمیتونه چیزی ازش به کسی ببخشی، داستان همون آدماییه که نمیشه چیزی ازشون یاد گرفت چون چیزی واسه یاد دادن ندارن چون چیزی یاد نگرفتن فقط توی همراهی باهاشون میتونی با دقت کردن ی چیزی ببینی و یاد بگیری اونم به صرف تجربه ی زندگی.

حالا من جنبه ی دیگه ای رو تجربه کردم 

برادر کوچکم گریه میکنه و میگه دلش واسه بابا تنگ شده

نمیتونم تسکینش بدم، چون بابا رو نداریم که 

چطور میشه چیزی که نیست رو به کسی بخشید.

طمع _اسنپ

اسنپ اومد سیستم تمیز و یکدستی رو توی بخش جا به جایی مسافر پیاده کرد، برای جلوگیری از طمع راننده تاکسی ها، سو استفاده شون از نا آشنایی مسافر به محیط، هدر رفتن پول و وقت و انرژی 

اونوقت طمع راننده های اسنپ باعث میشه:

هی بهت بگن خانم لغو و بزن پولشو هم نقدی بده (که کمیسیون اسنپ رو ندن) 

یا هزار جور آه و ناله کنن که آی پول ندارم آی ماشینم خراب، آی فلان و بهمان

بابا تو وقتی اومدی توی اسنپ بدون هیچ شرایط خاصی پذیرفتی که با این درصد کمیسیون کار کنی 

پس چته دیگه

امسال قشم

امسال توی قشم قیمت سوییت های اجاره ای خیلی بالا رفت 

یعنی چندبرابر قیمت اسفند بود.

ولی یکی شون هشت تا سوییت اش آتیش گرفت و به بیست تا خونه ی دورو برش آسیل رسوند

یکی شون فاضلاب سوییت اش زد بالا و مسافر از سوییت اش رفت 

یکی شون به خاطر خراب بودن در پارکینگ مسافرشو از دس داد

یعنی هرکدوم به یک شکلی اون پول اضافه ای که به دس آوردن رو از دس دادن.

به این میگن شعور جهان هستی 

نظم خداوند

عدالت الهی

مساجد اهل سنت

خیلی خوبه که مساجدشون رو توی روستاها و شهرهای اهل سنت مساجدشون رو در ساده ترین شکل ممکن میسازن، چون در عوض در مساجدشون همیشه باز 

ما شیعه ها انقدر مساجدمون رو پر زرق و برق میسازیم که در نهایت نمیتونیم در مسجد رو باز بذاریم تا یک عابری یک مسافری یک بی پناهی ازش استفاده کنن.

هربار دیدن

وقتی میرم تو سایت های گردشگری ی چیزی خیلی ناراحتم میکنه و اون اینه که؛ چرا فقط موقع جریحه دار شدن احساس مون، سنگ و کوهت در و گوهر است؟ 

آره سنگ و کوهت در و گوهر است ولی عزیز من چرا ازین دیواره ها بالا میری چرا این میراث زمین شناسی رو خراب میکنی؟ 

شبیه بودن به حیوونا هم بد نیس

خداروشکر که ی چیزایی تو همه ی موجودات مشترک
مثلا امکان داره بچه ی یک گوسفندی شبیه بابا و مامانش نشه
یامثلا چهار تا از بچه های یک سگی شبیه پدرو مادرشون بشه و دوتاش نشن
وگرنه دارم فکر میکنم اون موقع که انسان جاهل بود احتمالا با دیدن همچین چیزی در انسانها،  احتمالا میگفت کدوم موجود در کل هستی بچه اش شبیه به چیزی غیر از خودش میشه که مال انسان بشه
بعد فکر کن اون دوره که نه اینترنت بوده نه علم پزشکی پیشرفت کرده
احتمالا اون اولین نفری که بچه اش شبیه خودش نبوده،  دهنش سرویس میشده
چون کلی تهمت شنیده
و تا زمانی که همچین چیزی تبدیل به تجربه ی انسان بشه کلی آدم آسیب دیدن

ترجمه تخخخخت الفظی

گاو هم هیکل اش مثال زدنیه
هم بازدهیش
هم هوش نداشته اش
پس وقتی داریم با ی خارجی صحبت میکنیم نباید ی همچین مثالی بزنیم چون امکان داره منظورمون درست منتقل نشه