جزیره هرمز یک گنبد نمکی ست که توسط فعالیت های تکتونیکی صفحات زمین به وجود اومده انتهایی ترین فرازای زاگرس و دارای شکلی بیضی ست طبقاتی رسوبی , نمکی , آهکی دارد که مشخصه ی اصلی زاگرس جنوبی است . 42 کیلومتر مربع مساحت این جزیره است و بیشترین ارتفاع آن 186 متر . به خاطر قرار گرفتن در تنگه هرمز و موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک به اون کلید خلیج فارس میگن و در همه ی دورانها مورد توجه سیاست مداران و کشورگشایان قرار داشته .
اسکله هرمز

فاصله ی هرمز تا قشم-بندر عباس 8 کیلومتر است که باشناور تقریبا یک ساعت در راه خواهید بود . و طول و عرض آن به طور تقریبا مساوی 7 کیلومتر . پوشش گیاهی سطح جزیره هرمز همانند کل هرمزگان پوشیده از کهور پاکستانی و کرت است و به تازگی در شهر هرمز که مرکز جزیره هرمز است نخل های تزئینی کاشته اند (اشتباهی که در کل هرمزگان میکنند ) آب آشامیدنی مردم از شرکت "آب شیرین کن " که به تازگی در جزیره هرمز احداث شده است تامین می گردد .
هرمز یا هورموز یا خورموز یا خورموغ که به موغستان برمیگردد . موغستان کجاست ؟ شهرستان میناب کنونی . چرا جزیره ای با فاصله ی حدودا 150 کیلومتری از میناب باید در نام خود ریشه از این شهرستان داشته باشد ؟
باید عرض کنم که موغستان مرکز تجمعی در مصب رود میناب کنونی بوده (شهرستان میناب کنونی بر خرابه های آن موغستان بنا شده ) که در اوایل عهد مغولان بندرگاه و تجارت گاه بوده و با هجوم مغولان مردم این منطقه به جزیره قشم , هنگام و هرمز پناهنده میشوند . و نه تنها در چهره و لهجه بلکه در نوع معیشت و فرهنگ و مذهب نیز یکی هستند .
و دراین بل بشو تا دو قرن بعد از حمله ی مغول ها : مرکز ایالات خلیج فارس بندر (زرون : جرون ) یا همان گمبرون"در لهجه ی پرتغالی آن " بوده است .
و همانطور که در قسمت تاریخ جزیره قشم راجع به آلبوکرک فرمانده پرتغالی و علاقه وی به (مالاگا , عدن , هرمز ) توضیح دادم از 913 تا زمانی که امام قلی خان پرتغالی ها را تا کنیا عقب می راند و در جنگ صلیبی ممباسا امام مسقط را از تسلط پرتغالی ها می راند بر خلیج فارس تسلط کامل داشت .
و ساعت تردد اسکله هرمز از 6:30 بامداد الی 16 خاتمه می یابد . وقتی که از اسکله خارج میشوید اولین و نزدیک ترین سایت دیدنی شما اسکله سابق جزیره هرمز "قلعه پرتغالی ها" خواهد بود


آب انبار (بیرون)

آب انبار (داخل )

کلیسای زیر زمینی . شبستان مسلمانها و یا آب انبار...





کارگاه فروش خاک سرخ که باعث قرمز شدن قلعه پرتغالی ها شده , از ابتدای ساخت قلعه سنگ های سبز آبی در ساخت قلعه به کار رفته بوده , چرا که این قلعه نظامی بوده و برای استتار مجبور بوده همرنگ دریا و آسمان اطرافش نشان داده شود

در این نقطه از قلعه که مسافرین ایستاده اند , اگر بیاستید , کل جزیره هرمز را به قرینه خواهید دید . در واقع مانند عرشه ی کشتی ایست که در این نقطه سکان دار می ایستد و کشتی را هدایت می کند .

در هنگام قدم زدن در قلعه متوجه خواهید شد که همه ی رودی ها بسیار کوتاه است , اما در واقع این ورودی ها کوتاه ساخته نشدند بلکه به خاطر بالا آمدن دریا و آمدن رسوبات به داخل قلعه کف قلعه دو متر بالا آمده .


در دوره ی پهلوی اینجا با عنوان یک هتل بنا شده که در حال حاضر به ساختمان اداری شهدای گمنام تبدیل شده
که کارخانه ی استخراج خاک سرخ در مجاور قلعه و یک کلیسای زیر زمینی در وسط قلعه , انبار باروت , آب انبار , انبار تسلیحات , برج و باروهایی که بر فراز یکی از آنها که رو به مشرق است اگر بایستید مثل یک سکان دار خواهید بود که جزیره هرمز چون یک کشتی در جلوی شما قرار دارد . لازم است بگویم که کل قلعه پرتغالی ها سبزآبی بوده و همرنگ دریای مجاور خود بوده است . چون آن یک قلعه نظامی بوده و نیاز به استتار داشته ولی بعدا به خاطر وجود کارخانه ی استخراج خاک سرخ به رنگ قرمز درآمده . خاک سرخی که خوراکی بوده و انواع جاشنی ها و میان وعده های مردم هرمزگان را تشکیل میدهد و همینطور در صنایع محصولات تزئینی ساختمان "سرامیک سازی , رنگ سازی , ضد زنگ ها و همینطور لوازم آرایشی هم از آن بهره میگیرند . که از دولت نهم تصمیم براین شد که 60% درآمد حاصل از استخراج سنگ لاشه ها , خاک سرخ و نمک طعام صرف مردم جزیره هرمز شود .
جاده ای که به سمت مشرق طی میشود به محله ی تکیه مولا میرسد :














جائی که دکتر نادعلیان هنرمند بزرگ بعد از سالها گشت و گذار در کشورهای مختلف دنیا توجه اش به آن جا معطوف شد و تابستانهایش را در آن میگذراند در ساحل آن مجسمه های سنگی درست میکند , 95 رنگ خاک از 72 نوع خاک هرمز تهیه می کند . به زنان بی سرپرست تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد نقاشی , صنایع دستی و ترکیب خاک و هنر را می آموزد . خانه ای که به قول خودش در پانین ترین نقطه ی شهر هرمز و به ارزانترین قیمت (5 میلیون و 800 هزار تومان ) تهیه میکند که محل نئشه گی معتادین و آسایش بی خانمان ها بوده . ولی با کمک جمعی از هنرمندان در رو دیوار آن را نقاشی کرده و خانه را به موزه ی هنر جزیره هرمز تبدیل میکند .



و در ابتدا با مخالفت بومی های جزیره , کتک خوردن ها و از بین رفتن محصولات هنری و صنایع دستی های زنان آنجا مواجه میشود ولی از پا نمی فتد و راهی جدید را امتحان میکند , به هنردرمانی روی می آورد و معتادین و افرادی مشابه را به نقاشی و ترسیم دعوت میکند , باعث بهبود و بازگشت آنها میشود .
نکته بعدی این است که با وجود کوچه های تو در تو که انشعابات زیادی دارد راحت میتوان به خانه ی دکتر نادعلیان رسید و این تنها به این خاطر است که چون اولین میزبان ها نقاش هائی بودند که خانه ی دکتر را گم می کردند , درو دیوار مسیر را نقاشی کرده اند که هیچ کس آنجا را گم نکند .
در خانه ی دکتر هرگونه هنر تجسمی که بخواهید وجود دارد به علاوه ی گلابتون دوزی هائی که به گفته ی خود ایشان حتی سوخته ها و از بین رفته هایش را هم از مردم میخریدند چون ارزش زیاد فرهنگی در این صنایع دستی میدیدند و اجازه نمیدادند که اینها در سطل زباله فراموش شوند .
دکتر نادعلیان نماد نهادینه ای از هنر پویائی و تفاوت است . (((چیزی که من در محبوب خود دیده ام )))
دلم میخواد بیشتر از دکتر نادعلیان , تلاششون و همه ی اونچه که متعلق به ایشونه بنویسم ولی الان نه , شاید بعدا به صورت جداگانه راجع به ایشون نوشتم .







و دکتر نادعلیان ...(نمیشه وصف کرد ... نمیشه )

از موزه ی دکتر به سمت الهه نمک فیروزه ای حرکت کردیم



و بعد دره ی رنگین کمان

ساحل فرش خاکی (که در مجاور خود در دست دیگر جاده بقایای بنائی را که قسمت اداری گمرکی را که زمانی در جزیره هرمز بود میتوانید ببینید ) بنا به شواهد تاریخی شهر اصفهان را از درآمد گمرک جزیره هرمز بنا کرده اند

جای فرش خاکی

ساحلی که سابقا گمرک و بندر بوده

ساحلی که دکتر نادعلیان با دوچرخه ی خود در آن نقش زده
ساحل استخراج خاک سرخ (گلک )

ساحل آسمانی (المقنع ) که رو به تنگه ی هرمز است (ساحل عروسک ها , خلیج مقنع , ساحل تنهائی همه گی از اسامی این ساحل زیباست)

مدکامل

جزرپایدار

جویبار الهه نمک


و خانم حریری عزیز در جزیره هرمز که دستپخت فوق العاده و پر ملاتی دارن و این کارگاهی که تو دستشونه زری دوزی ایه که مال شلوار بندریه

(((((عکسهای جاهای دیدنی زیر رو ندارم . وقتی که عکس هاشون رو گرفتم حتما آپلور میکنم )))))
غارخونی (کوه هزار چاه )
برج غروب
سنگ مرغان
صخره دومنار
حفره جواهر
دره ی مریخ
غارنمکی "آبشار"
قدمگاه الیاس نبی
روزنه ی دریا
کوه سفید (سنگی دارد به نام سنگ پسین که در تمام طول روز سایه دارد )
بارگاه کیومرث (نخستین پادشاه شاهنامه)
دره ی تندیس های سیمرغ و اژدها
غار مراقبه (غارسکوت)
دشت جبیر