موضوع: مطالعه ی وضعیت حیوانات در زمان جنگ
سؤال: حیوانات در زمان جنگ دارای چه حقوقی هستند؟
جواب: تمامی حقوقی که در زمان صلح برای حیوانات و سایر موجودات زنده و در کل محیط زیست طبیعی جاریست در زمان جنگ نیز ملزم به رعایت است اما این به طرفین مخاصمه بستگی دارد.
مثال: 10 ماده ی اصلی در حمایت از حقوق حیوانات 1978 وجود دارد که هر ماده چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ قابل رعایت میباشد. تا کنون 300 معاهده ی چند جانبه 1000 معاهده ی دو جانبه و هفتاد سند بین المللی در این رابطه امضاء شده است که مهمترین شان... کنوانسیون رامسر، استکهلم، کیوتو، کویت، وین، و... میباشد، با این حال بخش محیط زیست سازمان ملل از انقراض روزانه 50 نوع جانور و گیاه خبر میدهد.
درینجا به اولین ماده از مهمترین مفاد ده گانه ی حمایت از حقوق حیوانات 1978 می پردازیم : همه ی حیوانات حقی برابر بر زندگی در یک چارچوب بیولوژیکی متعادل دارند، این برابری نباید تنوع انواع و افراد انسانی را مهم نماید.
به طور مثال: تمام حیوانات با حق تعریف شده ای به دنیا می آیند، که حقوق طبیعی آنهاست و ما انسانها نخستین بار چند هزار سال پیش وقتی که حیوانات کار را برای بهره کشی و بردگی و حیوانات وحشی را با نام پرورشی دسته بندی کردیم حقوق آنها را از آنها گرفتیم، در هر ثانیه 1680 حیوان را برای استفاده های مستقیم و غیر مستقیم از آنها کشتیم. وقتی از حقوق حیوانات صحبت میکنیم در واقع به معنای دادن حق به آنها نیست بلکه به معنای پس دادن حق طبیعی آنهاست، در حالیکه ما حتی نمیتوانیم کشتار میلیون ها حیوان را جبران کنیم؛ ظلمی که در کارخانه های دباغی و پوست سازی به آنها کرده ایم، دام ها و یا حیواناتی را اهلی کردیم که حتی دیگر نمیتوانیم آنها را به طبیعت برگردانیم (چون آنها زندگی در طبیعت را فراموش کرده اند) یا حیواناتی که در سیرک ها دچار جنون سیرک میشوند را در مان کنیم... .
با اینکه در سده ی بیستم آتش جنگ ها و منازعات بین المللی فروکش نکرد ولی کنوانسیون های گوناگونی از جمله حقوق بشر تشکیل شد که بهره مندی از محیط زیست سالم یکی از این مفاد بود. چرا که دخالت نابخردانه در این شبکه، بقای نسل همه ی موجودات زنده را به چالش کشید.
حمایت از حیوانات در آموزه های دینی هم وجود داشته است و بعد ها در سال 1822 برای نخستیت بار در پارلمان انگلستان به شکلی مدون و حقوقی در آمده است، و پشت سر هم قراردادها و کنوانسیون های مختلفی برای حمایت از حیوانات تشکیل گردیده است اما مشاهده کرده ایم که در بمباران هسته ای هیروشیما و ناگازاکی به جز سوسک ها و درختان بید همه ی گونه های گیاهی و جانوری از بین رفتند و یا به خاطر حادثه ی چرنوبیل در شوروی سابق ( که بخشی از آزمایشات اتمی در پروسه ی تولید سلاح های هسته ای برای استفاده از زمان جنگ بود...) نه تنها خود موجودات از بین رفتند بلکه تا مدتها به دلیل بارانهای اتمی هیچ زیست بومی به وجود نمی آمد و پس از آن نیز زیست بوم به وجود آمده را دچار جهش های ژنتیکی با نوع جدیدی از ژنوم کرد.
ماده ی 2: همه ی حیوانات حق بر احترام دارند؛
باورمندان به التزام غیر مستقیم معتقدند حقوق جانوران را نه به خاطر وجودشان بلکه به خاطر ارتباطی که با انسانها برقرار میکنند باید قابل تعریف دانست، اگرچه جانوران حقوقی ندارند اما نمیتوان با ایشان برخورد ناشایست داشت، وقتی با جانور خانگی کسی برخورد بدی میکنیم انگار با خود میزبان بدرفتاری کرده ایم.
کانت معتقد است: کسی که به جانوران ستم میکند در ارتباطش با مردم نیز ستمکار میشود، البته این لزوما هم صحیح نیست چرا که آلمان نازی از جمله بزرگترین هوادان حقوق حیوانات بود ولی کشتارهای زیادی را در طول تاریخ انجام داد.
آکویناس از دیگر باورمندان التزام غیر مستقیم میگوید: درست است که از دید کتاب مقدس انسان باید موجودات را به زیر سلطه درآورد اما از طرفی کتاب مقدس پوزه بند زدن بر روباه و یا در قفس کردن پرنده را نیز ممنوع کرده است.
ماده ی3: هیچ حیوانی نباید در معرض برخورد نامناسب یا اعمال بی رحمانه قرارگیرد، اگر کشتن حیوانی لازم باشد باید لحظه ای و بدون دلهره و درد صورت گیرد و با مرده ی حیوان نیز برخورد مناسب انجام شود.
به گفته ی هیلدا کین تاریخ شناس: پس از شروع جنگ جهانی دوم چند کار بود که مردم به انجام میدادند : ( نصب پرده های سیاه و کلفت ، خارج کردن بچه ها ، کشتن گربه های خانگی) به این دلیل که در زمان جنگ هیچ جیره بندی غذایی برای حیوانات در نظر گرفته نشده بود و تنها تعدادی از متمولین اسب های خود را میکشتند تا به حیوانات خانگی خود غذا دهند.
ماده ی 4: حیوانات وحشی حق زندگی و تولید مثل آزادانه در محیط زیست طبیعی خویش را دارند. محرومیت طولانی مدت ازین آزادی و همچنین شکار و صید و هرگونه استفاده از حیوانات وحشی برای مقاصد غیر حیاتی برخلاف چنین حقی است.
به طور مثال:
آموزش برخی از حیوانات برای جاسوسی یا استفاده از پوست حیوانات برای استتار در زمان جنگ همه گی نقض حقوق حیوانات محسوب میشوند و یا تلخ تر از اینها کشتن یا دزدین حیوانات در زمان ورود به خاک دشمن ( اتفاقی که ارتش روسیه در زمان حضور متفقین در دوران جنگ جهانی دوم در ایران به وجود آورد و موجب انقراض ببرهای مازندران شد) با اینکه در ماده ی 50 قانونی مدنی 1304 در رابطه با حفظ نسل وحوش و اجرای مقررات شکار به تفصیل صحبت شده بود حتی نسل سوم حقوق بشر نیز تا کنون نتوانسته است کاری در این رابطه از پیش ببرد.
ماده ی 5: حیوانی که به انسان وابسته است، حق مراقبت و توجه ویژه دارد، چنین حیوانی نباید به هیچ وجه رها شده یا به ناحق کشته شود، هر قسم پرورش حیوان یا بهره برداری از آن مناسب با فیزیولوژی و موقعیت حیوان باشد، صحنه های تماشا، نمایشگاه و فیلم هایی که از حیوانات استفاده میشود بر حیثیت و موقعیت حیوانات احترام گزارده و هیچ خشونتی را به کار نبرند.
به گفته ی هیلدا کین: در آغاز جنگ جهانی دوم دولت بریتانیا جزوه ای منتشر کرد که باعث کشتار گسترده ی حیوانات خانگی شد و بیش از 750000 حیوان خانگی کشته شد. در تابستان 1939 کمیته ی حیوانات و ستاد ملی هشیاری در مقابل حملات هوایی تشکیل شد، که به شهروندان بریتانیایی هشدار میداد قبل از وقوع حملات هوایی به خارج از شهر بروند و اگر نمیتوانند حیوانات خود را به همراه ببرند، آنها را از بین برده و یا در خیابان رها کنند. بعد از حمله ی آلمان به لهستان در رادیو اعلام شد که مواد غذایی کمیاب شده و مردم تصمیم به از بین بردن حیوانات خود گرفته و یا آنها را در خیابان رها نمودند . هیلدا کین میگوید: موسسات خیریه حیوانات، درمانگاه مردمی حیوانات بیمار، انجمن سلطنتی پیشگیری از ستم به حیوانات و دامپزشکان همگی با کشتن حیوانات مخالف بودند ولی مردم برای کشتن حیوانات شان به این مکان ها هجوم میبردند، آرتور بنکس از مسئولان دامپزشکی می گوید: وظیفه ی اصلی ما کشتن حیوانات شده بود و یک تراژدی ملی در حال شکل گرفتن بود. اما پس از تقریبا گذشتن سه هفته از جنگ اوکراین و روسیه و اتفاقات مشابه جنگ جهانی دوم در بریتانیا ( رها سازی حیوانات در خیابان) مجددا اتفاق افتاد ، تنها گروهی از حامیان محیط زیست و جانورشناسان به انتقال گربه ها ی بزرگ، خرس ها و ببر ها و شیرها و سگ های وحشی آفریقایی، کاراکال و میمون ها مبادرت ورزیدند تا از آتش جنگ محفوظ بمانند.
ماده ی 6: آزمایش بر روی حیوانات موجب رنج فیزیکی و روانی و نقض حقوق حیوانات است، روش های جایگزین باید توسعه یابد و به گونه ای نظام مند اجرا شود.
با افزایش آگاهی پزشکی انسان و دیگر علوم، انسانها از حیوانات برای انواع آزمایشات خود استفاده میبردند. در علوم فضا، پزشکی، آرایشی، افزودنی ها و خوراکی ها و کودها که در واقع حیوان به مثابه ی فایده گرایی مورد اهمیت واقع شده بود. دراینجا میتوان به دیدگاه فایده گرایی حیوان در مکتب التزام مستقیم پرداخت.
قوانین FDA اروپا حکم میکند که آسیب های احتمالی هر کالایی پیش از ارائه به بازار باید توسط سازنده بررسی شود، بنابراین خیلی از شرکت های دارویی از جانوران به عنوان گونه ی نزدیک به انسان برای آزمایشات خود استفاده میکردند، اما این تنها گوشه ای از اتفاقات زمان صلح است، در زمان جنگ خیلی از سلاح ها و بمب ها و سمومی که مورد استفاده قرار میگیرند ابتدا بر روی جانوران آزمایش میشوند، و بعدا به مرحله ی تولید انبوه میرسند، که در این مرحله نیز در صورت استفاده از انواع سلاح، مقدار بیشتری از جانوران و پوشش های گیاهی از بین میروند،
به عنوان مثال: آتش زدن چاه های نفت کویت توسط صدام حسین و قطع نخلستانهای خوزستان در زمان جنگ تحمیلی که موجب از بین رفتن و کوچ اجباری بسیاری از موجودات زنده شد.
ماده ی 7: هر فعل غیر ضروری منجر به مرگ حیوانات و هرگونه تصمیم منجر به چنین عملی به مثابه جنایت علیه حیات است:
در بین همه ی جنگ ها و نزاع ها تخریب محیط زیست به عنوان یک نتیجه ی مسلم وجود دارد و این به معنای تخریب محل زندگی و خود حیوانات است، کمااینکه وقتی حیوانات بر اثر بمباران ها کشته میشوند زنجیره ی غذایی از بین میرود و طبیعت جایگزینی برای آن ندارد و این یعنی از بین رفتن ژنوم حیوانات و انقراض و انهدام محیط زیست. به طور مثال بعد از حمله ی آمریکا به هرات بسیاری از گونه های وحشی و پرندگان در افغانستان منقرض شدند از جمله کفتار و گربه ی وحشی، و آمار بسیاری از چارپایان نیز کاهش پیدا کرد، و تعدادی دیگر از جانوران مثل یوزپلنگ و بزکوهی، آهوی نخشیر، خرگوش وحشی، باز، مینا، و بلبل یا در حال انقراض اند یا توسط مردم شکار شده اند که 1: یا به خارج از کشور قاچاق شدند 2: با به خاطر کمبود غذا به مصرف روزانه رسیدند.
ماده ی 8: هرگونه فعلی که منجر به خطر افتادن گونه های وحشی گردد و هر قسم تصمیم منجر به چنین افعالی، نسل کشی، یعنی جنایت علیه گونه ها تلقی میشود، کشتار حیوانات وحشی، آلودگی و تخریب بیوتوپ ها ( محدوده های طبیعی زندگی حیوانات) نسل کشی تلقی میشود.
این ماده بسیار به دیدگاه التزام مستقیم اشاره دارد که میتوان ازین زمره هوادارانی چون جرمی بنتام و پیترسینگر را نام برد. دو بنیان برای چنین دیدگاهی وجود دارد، یکی فایده گرایی، دیگری وظیفه گرایی. بر پایه ی فایده گرایی انسان و جانور هر دو حساس هستند و رفتار انسان باید در جهت افزایش شادی و لذت در جامعه و کاهش درد و رنج در میان آنها باشد. به گفته ی بنتام: انسان نباید از خود بپرسد آیا جانوری سخن میگوید؟ یا توانایی استدلال دارد؟ بلکه باید بپرسد که آیا درد میکشد؟ یا نه. پیترسینگر در کتاب (رهایی جانوران) استدلال میکند که انسانها پیش از اقدام به هرکاری باید با خود بیاندیشند این کار شادی در میان همه ی جانداران حساس بیشینه میشود یا نه؟ که در غیر اینصورت گونه ای نوع پرستی یا گونه درستی ( ترجیح یک گونه ی زیستی) اتفاق افتاده است. حزب ناسیونالیست آلمان نازی پس از رسیدن به قدرت در 1933 پیشرفته ترین قوانین از حفاظت حیوانات اروپا را وضع کرد به نوشته ی کاتلین کیت: این اولین تلاش یک حکومت برای از بین رفتن مانع بین انسان و حیوان بود ولی در پی آن گرگ ها و عقاب ها و خوک ها جایگاه مقدسی در کنار آریایی ها یافتند و موش ها و یهودی ها در قعر جدول قرار داشتند و این بدترین پاسخ به مسأله ی رابطه ی ما با دیگر گونه ها بود.
ماده ی 9: شخصیت حیوانات و حقوق آنها باید به موجب قانون مورد شناسایی قرارگیرد، باید نمایندگانی در نهاد های دولتی برای دفاع و حمایت حیوانات وجود داشته باشند.
هواداران حقوق حیوانات بر این باورند که به جانوران نه به مثابه ی دارایی بلکه به عنوان شخصیت باید توجه داشت که هر کدام از اینها در شاخه های مختلف حقوق بررسی میشود، این باور به دوران یونان باستان برمیگردد و به سه دسته ی ( عدم التزام، التزام مستقیم و التزام غیر مستقیم) تقسیم میشود. در دید کسانی که به عدم التزام انسان به دستگاه اخلاقی باور دارند، جانوران هیچ حقی ندارند که شاخص ترین ایشان افلاطون است که از جانوران به عنوان ((هیولاهای بی قانون)) یاد میکند و باقی افراد این دسته جانوران را در کنار پتک و سنگ قرار میدهند و جانوران را جز در زمانی که در تملک شخصی باشند قائل به حق نمیدانند که در آنصورت هم صاحب جانور را محق میدانند نه خود حیوان را
ماده ی 10: از دوران طفولیت باید آموزش و پرورش عمومی به منظور راهنمایی انسان جهت توجه، درک، و احترام به حیوانات وجود داشته باشد.
به طور مثال: از ابتدا به کودکان آموزش میدهیم که چرا حمایت از حقوق حیوانات و محیط زیست از اهمیت برخوردار است و مثلا برای کودکان تنها از ارزش ذاتی ماهی به عنوان یک ماده ی غذایی یا ارزش ذاتی سگ در نگهبانی صحبت نمیکنیم چرا که این کودکان بعدها به جامعه تبدیل میشوند و میتوانند حتی شروع کننده ی یک جنگ باشند، قانونی به تصویب برسانند، در جنگی شرکت کنند، یا جنگی را تمام کنند، و این تنها با یک باور اجتماعی قابل اجراست
+ نوشته شده در ۱۴۰۱/۰۲/۰۶ ساعت 22:14 توسط مونا گلناز
|