هر آدمی رو برای کاری ساختن و هر کسی در حد توانش میتونه واسه خودش و جامعه مفید باشه بسته به هدفی که داره و اثری که از خودش بر جای میذاره هم جامعه براش ارزش گذاری میکنه ، اما اینکه به جای تمرکز بر علایق و خواسته ها و ارزش های خودت ، سعی کنی شبیه کسی دیگه بشی حکایت : کلاغ ، که خواست راه رفتن کبک و یادبگیره، راه رفتن خودشو هم فراموش کرد
ی دوستی دارم که بهم میگه : تو چرا حسودی نمیکنی بهم ، ولی همه ی دوستام بهم حسودی میکنن ، بهش گفتم : تو ۹ سال ازم بزرگتری ، تک فرزندی ، پدرت مهندس ساختمان و کل برج های اوایل انقلاب و اون میساخت، مادرت استاد دانشگاست، خودت مدرک معماری داری و از استرالیا فارغ التحصیل شدی ، خونه تون توی فرمانیه اس ، من چیم شبیه توء که بخوام بهت حسادت کنم یا باهات رقابت کنم ، من دوستتم چون حرف همو میفهمیم ، چون سطح خانوادگیم نزدیک بهت ، چون منم تحصیل کرده ام و پدرو مادرم هم اصیل و تحصیل کرده ان ، خانواده ام هم همینطور ، رفاه اجتماعی داشتیم ، اما اونی که بهت حسادت میکنه ، میدونه که هیچ موقع نمیتونه به شرایطی که تو داری حتی نزدیک بشه چه برسه به دست بیاره .
رقابت با آدمی مثل دوست زیبای من ، در نهایت فقط افسردگی میآورد برای آدمایی که سعی میکردن باهاش رقابت کنن ، متاسفانه آدمها نمیدونن باید با کسی رقابت کنن که در حد خودشون ، میان با کسایی رقابت میکنن که ۶۰ بار از خودشون بالاترن ، و توی اون رقابت شکست میخورن ، و بعد یا افسرده میشن یا متنفر .
طلب خیر برای همه ی آدمهای حسود
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۹/۱۸ ساعت 15:48 توسط مونا گلناز
|