احساس میکنم شاید لازمه گاهی بشینیم حساب کتاب کنیم ببینیم آیا آدم مفیدی توی زندگی مون بودیم یا نه ، مثلا نه در ارتباط با همه ی عمر ، در ارتباط با همین یک سالی که گذشت ، بشینیم بنویسیم چه کارهایی کردیم که بابت اش به خودمون افتخار میکنیم و احساس مفید بودن از قِبَل اون اتفاق بهمون دس میده ، من بابت این اتفاقهایی که در ۱۴۰۲ برام افتاده خیلی خوشحالم و به خودم افتخار میکنم و حتی سعی میکنم ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ هم همچین مطلبی تهیه کنم تا ببینم سال بعدیم چقدر پر بار بوده .
۱۵ تا کتاب خیلی قطور خوندم (تقریبا ۶۰۰ صفحه به بالا )
پایان نامه ارشدم و توی کتابخونه ملی به ثبت رسوندم
۹۲ نوع غذا و دسر و صبحانه و نوشیدنی مختلف درست کردم
۶۶ تا فیلم و سریال مختلف دیدم با احتساب هزاران ساعت وقتی که صرف دیدنشون کردم و تعدادی هم که اصلا قشنگ نبودن که بخوام توی محاسباتم قرار بدم
سه تا کار نیمه تموم خیلی مهم رو به اتمام رسوندم
کلی موسیقی گوش نواز و روح انگیر گوش کردیم
از دو تا اتفاق خیلی تلخ به همراه همسرم به سلامت سر به بیرون بردیم
به همراه همسرم توی یک فیلم کوتاه بازی کردیم
به چند سفر کوتاه رفتیم
و چند مناسبت رو باهم جشن گرفتیم که تجربه ی جدیدی بود و رنگ تازه ای به زندگی مون پاشید
برادرزاده ام به دنیا اومد و عمه شدم
حتی تونستیم ی کارایی کنیم که به خودمون افتخار کنیم
اما واقعیتش دو تا هدیه دادم توی سال گذشته به دو تا آدم مهم توی زندگیم که به خاطر خوشحالی اونها خیلی خیلی به خودم افتخار میکنم ، چون اشک و بغض شون رو بعد ازون خوشحالی دیدم
یکی از قشنگ ترین تجربیات امسالم مربوط به ارتباطم با همسرم بود که احساس میکنم پیشرفت خیلی خوبی داشت .
خدایای بزرگ صاحب ماه و خورشید ، صاحب زمین و زمان ، صاحب دنیا و آخرت ، صاحب حالا و ابد شکرت که این فرصت رو به من دادی تا بتونم زندگی کنم ، بر علمم اضافه بشه و ذکات اون علم و با منتشر کردن و یاد دادن به بقیه پرداخت کنم ، خداوندگار نباتات و جمادات ، خدای حیوانات و انسان ها ، خدای طبیعت و ماورا ، خدایی که انقدر قادر و عالمی که هم دریا رو مواج آفریدی هم زیر دریا موجودات و آفریدی و هم زیر بستر دریا نفت و گاز و ، تو مطلقی ، تو یکتایی ، تو یگانه ای تو بیتایی، خدای بی مانند من هوای من و همسرم و داشته باش به قول عرب ها : لا تقارن به غیر
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۱۲/۱۴ ساعت 23:27 توسط مونا گلناز