روزهای قبل از عید
امروز با کمک همسر جان خونه تکونی و تموم کردم ، و تموم دستمال های آشپزخونه رو هم حتی شستم و به منزل یک دوست عمانی مون دعوت شدیم برای افطار ، چه سفره ای ، چه پذیرایی ای ، چه مهمون نوازی ای ، حتما اگر به منزل یک عرب دعوت شدین رد نکنید چون بسیار بسیار قرار بهتون خوش بگذره . خلاصه اینکه ما در ازای چهار تا عطر اصل فرانسه ای که ازشون کادو گرفتیم یک باکس شکلات براشون بردیم 😂 و به نظرم ازین بهتر نمیتونستن مهمان نوازی کنن ، یک نوه ی کوچولو و خوشگل هم داشتن که همسن برادرزاده ام بود و بغل بچه کوچولو خونم هم برگشت سر جاش ، به دوست عمانیم که اصالتا بلوچ هستن میگم هفت سال میشناسمت یک کلمه بهم یاد ندادی ، یک ساعت پیش خانواده ات نشستم فهمیدم چقدر زبون بلوچی با زبون گیلکی کلمه ی مشترک داره ،( کلمات مشترک : دیم میشه صورت ، زاک میشه بچه ، اُرش میشه بارون ما هم میگیم وارش ، تازه متوجه شدن که من تک دخترم بهم گفتن پس یکه جانکی 😍 چقدر قشنگ بود این اصطلاح ) خلاصه اینکه تقریبا امسال برام ، سال تموم کردن کارهای نیمه تموم بود و خوشحالم که خداوند این فرصت رو به من و همسرم داد تا بتونیم این تجربیات و باهم داشته باشیم و ازش لذت ببریم ، خدایا شکرت .
سلام