یکی بود یکی نیس

اومد کلی چیز یادم داد ، و انقدر استاد خوبی بود که ازش پیشی گرفتم ، طوری که ازم عقب موند مثل باقی استادام ، دایره ی شعورم دیگه جذب اش نمی‌کرد، و از دایره خارج شد .

توسط خودش ، توی مربی های نوازندگی یک ضرب المثلی هست که میگن هرچقدر بیشتر تدریس کنی ، از مهارت نوازندگیت کم میشه ، چرا ؟

چون هرچقدر بیشتر واسه بقیه وقت بذاری به همون اندازه واسه خودت وقت کم میذاری

رزومه تو

هر موقع خواستی خودتو با من مقایسه کنی ، اول بشین رزومه تو بنویس ، ببین چقدر از جاهای خالی پر میشه ، بعد بیا خودتو با من مقایسه کن .

بند قبلی خیلی از خود متشکرانه اس ، و منم واقعا از موقعی که وحدت و درک کردم دلم نمیخواد به سمت کثرت برم ، اما موضوع اینه که با بعضی از آدما که همه جوره با کمبودهاشون قصد دارن از حلقه ی وحدت خارج ات کنن ، نمیتونی دم از وحدت بزنی ، اونا شاید توی وحدت باشن ولی تو مراحل پایین تر .

دردای قدیمی

چرا زخمهای قدیمی دردای بیشتری دارن ، و هربار که سر باز میکنن یک درد عمیق و قدیمی که همه جوره می‌شناسیش میاد میشینه تو وجودت؟!!

شاید ی روزی تونستم به این سوال جواب بدم

شاید هم تا زمانی که اون زخم درمان نشه دردش تازه میشه ، و شاید درمانش منوط به گذشته نیس ، بلکه در حال حاضر باید یک درسی بگیری ، یک تصمیمی بگیری تا مرهمی بشه بر زخم های قدیمی

ریشه دار

عمیقا معتقد بودم که آدما هر حرفی میزنن حقیقت داره ، هر چیزی که میگن ، هر کاری که میگن میخوان بکنن ، تا اینکه یک دوستی که خاطرش عزیز بود چندین و چند بار تو داستان‌های مختلف بهم انتقاد کرد که چرا حرف آدما رو باور میکنی ، آدما لب و دهنن ، آنقدری حرف شونو باور نکن که اگه زدن زیر حرف شون دلت بشکنه ، آنقدری باورشون کن که اگه پای حرف شون وایسادن رضایتمندی باشی و اگه زدن زیر حرف شون فقط یک ناراحتی ساعتی رو از سر بگذرونی

به این فکر میکنم که من همیشه هر حرفی زدم پاش وایسادم مگر اینکه شرایط به شکلی شده باشه که نشه پاش وایساد ، و خب اصلا هم از عذرخواهی نترسیدم که نمیتونم پای قولم وایسم چون دلیل ام اینه و اینکه بعدا جبران میکنم ، بابامم همین بود ، فکر می‌کنم خیلی باید ریشه ی قوی داشته باشی که سر حرفت بمونی و حرفت نیافته زمین.

ما اینیم

ما موندگار ترین عطر دنیاییم

حالا شما هی بیا بهمن جوجه دود کن

دودت میره هوا

ولی عطر ما میمونه ، حتی بعد رفتن ما