عمیقا معتقد بودم که آدما هر حرفی میزنن حقیقت داره ، هر چیزی که میگن ، هر کاری که میگن میخوان بکنن ، تا اینکه یک دوستی که خاطرش عزیز بود چندین و چند بار تو داستان‌های مختلف بهم انتقاد کرد که چرا حرف آدما رو باور میکنی ، آدما لب و دهنن ، آنقدری حرف شونو باور نکن که اگه زدن زیر حرف شون دلت بشکنه ، آنقدری باورشون کن که اگه پای حرف شون وایسادن رضایتمندی باشی و اگه زدن زیر حرف شون فقط یک ناراحتی ساعتی رو از سر بگذرونی

به این فکر میکنم که من همیشه هر حرفی زدم پاش وایسادم مگر اینکه شرایط به شکلی شده باشه که نشه پاش وایساد ، و خب اصلا هم از عذرخواهی نترسیدم که نمیتونم پای قولم وایسم چون دلیل ام اینه و اینکه بعدا جبران میکنم ، بابامم همین بود ، فکر می‌کنم خیلی باید ریشه ی قوی داشته باشی که سر حرفت بمونی و حرفت نیافته زمین.