پلوکباب شمالی

(شمالیها با صبحانه هم برنج میخورن) این جمله رو بارها و بارها از آدمهای مختلف شنیدم و گاها بار منفی داشت، گاهی فکر میکردم شاید نوعی حسادت به اینکه شمال خودش تولید کننده اس و به همین دلیل مردم شمال از چیزهایی که تولید میکنن تغذیه میکنن، توی شمال همه جا چلو کبابیه، اصولا نان داغ کباب داغ پیدا نمیشه، چون عملا کسی نون نمیخوره، شاید این بتونه فرقش رو با باقیه مناطق نشون بده

خانواده

خانواده یعنی ده سال دیگه وقتی داری ی خاطره ای تعریف میکنی، همه ی اون آدمایی که میتونن بگن یادش بخیر، هنوز وجود دارن

بی عددی

هیچ عددی نمیتونه بدون تاثیرگذاری کنار عدد بعدی بشینه
خلاصه یک معنی ای بهش میده. یا بهش اضافه میکنه یا ازش کم میکنه یا....

مثل آدما، اصلا مگه میشه آدمی بیاد کنارت و بهت معنی نده، یا بهت اضافه میکنه، یا ازت کم میکنه، خلاصه اینکه خنثی نداریم

قبول نیس که

اگه چشات رنگی باشه و واسه چشای سیاه شعر بخونی حقیقت داره
وقتی چشات سیاه که قبول نیس که

ازدواج

ازدواج رابطه ای فر...یشی با دستمال کاغذی های بیشتر

پر شیرین

هرچیزی که شیرین بشه انگاری زود دل و میزنه
مثلا چایی رو شیرین کنید زودتر از چایی معمولی سرد میشه و از دهن می افته، انگاری نباید واسه آدما شیرین مطلق باشی، ی تلخیه شیرین و بهتر دوام میارن

*توی زبان گیلکی(تاکید میکنم زبان، چون در شرق گیلان هنوز زبان و مثل رشت هنوز تبدیل به گویش نشده) وقتی ی چیزی زیادی شیرین باشه بهش میگن پر شیرین

تخلیه

وقتی ایران بودم کلی آدمای قدیمی فامیل رو دیدم، یک جور پر حرفی خاصی توی آدمهایی وجود داشت که یک مشکل ویژه توی زندگیشون داشتن،

در عرض سه ماه عقد من و ازدواج برادرم و پاگشاها و دید و بازدید ها و جشن های کوچک خانوادگی، اتفاق افتاد و همین آدما کمی کم حرف تر شدن نسبت به قبل.

همون لحظه ذهنم ی عالمه آدم پر حرف دیگه رو آورد جلو چشمم که اونها هم مشکل پر حرفی داشتن، راستش احساس میکنم توی فضای داخل ایران به این دلیل که آدمها کمتر شادی دارن و کمتر میرقصن و کمتر خوشحالی های کوچیک و دلخوشی دارن، بیشتر با حرف زدن خودشونو تخلیه میکنن، چون تو جامعه مدام ندیده گرفته میشن، مدام پر میشن و تخلیه نمیشن.

صنعت مد ترکیه ، شعبه ی کشور ایران

نمیدونم چرا انقدر اوضاع تولید لباس و پارچه توی ایران داغون ، اینهمه مزارع مختلف داریم واسه تولید مواد خام و درنهایت پارچه ، پس چرا نمیتونیم خودمون تولید کنیم ، بعد حالا تولید و نمیتونیم ، چرا اوضاع واردات پارچه مون انقدر داغون ، واقعا آدم میمونه چی بگه ، ۸۵ میلیون نفریم و کلی پتانسیل هست برای مصرف لباس و پارچه ولی وقتی میری سراغش هیچی نیست ، حالا همین پارچه ای که تولید میشه فقط لباس نمیشه که رو تختی میشه ، پرده میشه ، مبل میشه ولی سهم ما از تولید پارچه صفر .

من واسه عقدم کلا ۲۰ روز وقت داشتم دنبال لباس بگردم ، و توی قشم که کلا لباس مجلسی فروشی زیادی نیست چون همه از یک کنار پارچه میدن و لباس میدوزن و اون پارچه ها خیلی کار شده اس و با سلیقه ی من جور نبود ، توی چهارتا شهر گیلان گشتم که هیچی پیدا نکردم و فرصت لباس دوختن هم نداشتم ، هیچ بوتیکی هم لباسی که می‌پسندیدم و نداشت ، آخرش فقط یک بوتیک پیدا کردم توی رشت که کل کاراش از روی ژورنال و از ترکیه بود و الحق که سلیقه اش عالی بود و لباس عقدمو سفارش دادم و برام از ترکیه آوردن اگر اون بوتیک نبود مجبور بودم روز عقدم لباس عروس بپوشم (واااای اصلا بهش فکر میکنم حالم بد میشه ) ، حالا الان باز عروسی پسر عموم ، و خانم اش دقیقا مثل من سخت پسند و دچار مشکل شده ، لباس پیدا نمیکنه ، قبلا هم دختر خاله ام واسه عقدش به مشکل مشابه خورده بود .

خب به خاطر نبود پارچه و عدم تولید لباس های مجلسی خوب ، صنعت مد و پارچه و پوشاک ورشکسته ی بعد از کرونای ترکیه میلیارد شد مجددا ، در حالیکه اگر نصف مشتریاشون ایرانی نباشن یک سوم مشتریاشون قطعا ایرانی هستن ، نه به لحاظ خرید فردی ، بلکه کلی از همین بوتیک دارا که واردات شون رو از ترکیه انجام میدن ، میلیاردی جنس وارد میکنن از اونجا ....

با اینکه میدونم به خاطر نوسان قیمت ها و تورم لحظه ای و گران بودن مواد خام اولیه ، تولید کننده ها اوضاع درستی ندارن ولی به نظرم جای بسی تامل و سرمایه گذاری داره