در رابطه با گرجستان

گرجستان کشور مناسبی برای شبه توریست هایی که به قصد عیاشی میان نیست 

و باید بدونید که مردهای گرجی مثل مردهای ایرانی تو قاموس شون چیزی به نام غیرت دارند که به هیچ وجه ازش کوتاه نمیان حالا این غیرت از عکس و فیلم برداری از ناموس شون در حال راه رفتن و رقصیدن تا نگاه کردن به ناموس شون و دنبال کردن شون رو شامل میشه 

سفرنامه ارمنستان و گرجستان یا هایاستان و ایبریا

ساعت ٣ عصر رسيديم به ايروان (به خاطر اینکه بارها توسط بلاگفا تمامی عکسهام از بین رفته پیشنهاد میکنم که توی اینستاگرامم عکسهای سفرهامو ببینید monagolnaz )

و من زنگ زدم به روبرت داداش رايموند كه بياد دنبال ام تا بتونه جريان سفر دو روزه ام رو به تفليس برام مهيا كنه

روبرت منو به ميدون راه آهن برد و اونجا به صورت روزانه حركت براي تفليس هست . كرايه هر نفر هم حدود ٥٠ هزار تومان ميشه

از بين ٨ نفر مسافري كه توي ون بوديم ، تنها يك نفر انگليسي بلد بود و مجبور شدم كل راه مزاحم اش بشم و ازش سوالهايي رو كه برام پيش ميومد بپرسم ، حدود ٧ ساعت با تشريفات مرزي تو راه بودم كه شرح به جزئيات سفر ازين قرار بود : 

جالب اينكه ارمني ها هم به كسي كه هيچي حاليش نيس ميگن گاو
اين اطلاعات دستاورد بلبل زبوني هاي منه ها


Alagyaz روستاي گاو ها
Vananzor روستاي مجسمه خرس
Tashir  روستاي مكانيك ها و لوازم يدكي ماشين و كارواش
Bambak روستايي كه ماهواره بالاي كلبه بود
Alaverdi روستاي جاده هاي بد
‎و ازين روستا به بعد رودخونه مياد دست چپ جاده چون از پل رد ميشين
Sanahi. روستاي ساختموناي قديمي و قابل استفاده
‎تو كل مسير غذاخوري و پمپ بنزين هست
‎پنج دقيقه بعد از روستاي ساناهي تابلويتفليس رو ميبينيد
‎با اينكه جاده هاش وحشتناك ولي پليس تو كل مسير در تردد و مجموعه هاي اقلمتي از هاستل و اتاق ومتل تا هتل  و ويلا وجود داره

و مايحتاج كل روستاهاي توي مسير از شهر الله وردي و يا گرجستان تامين ميشه
در ضمن بهجز تعدادي هتل باقي مكان ها فاقد دستشويي با شير آب هستند
ولي دستگاه كارت خوان دارن كه كارت هاي ايراني توش جواب ميده
به نظرم اگر از دست شوري خارج نشده بود حتما جاي بهتري براي زندگي بىد
چون كل ساختمونهاش.  تقريبا.  مربوط به قبل از سال ١٩٩٠و فوپاشي شوروي
همينطور جاده هاي خطرناك و داغونش كه واقعا قبل از پاگذاشتن بهش بايد وصيت كرد
اما معلومه شوروي خوب به ايالات خودش ميرسيده چون هنوزم هم از همون پل ها و ريل ها و جاده و ساختمونها داره استفاده ميشه
اما از حق نگذريم مردم مهمون نوازي هستن و كلي مهمونم كردن هم توي مسير هم در سطح شهر
و جالب متفق القول نميدونستن من ايراني ام
البته منم تموم مدت انگليسي حرف ميزدم و اگر كسي ميپرسيد فقط جواب ميدادم و مليت ام رو ميگفتم

Karkop روستاي با پيچ هاي تند
كاملا شبيه شمال ايران و خودشون هماينو ميگن و اگر تصميم دارين به سمت گرجستان بريد و از ماشيني كه ترانسفرتون ميكنه به عنوان تخت خواب استفاده كنيد تا پول هتل ندين بايد بگم كه ازين فكر بياييد بيرون چون از جاده هاي وحشت آور ارمنستان كه بگذريد ديگه وقت زيادي براي استراحت در گرجستات نخواهيد داشت .
ولي امنيتش سيار بالاست
ي چيز جالب تر اينكه با وجود كل مخاطرات اين جاده ولي تقريبا روي تموم پيچ هاي جاده ي ساختمون وجود داره


روستاي ptghavan با يك پمپ بنزين بزرگ تقريبا بزرگترين در كل مسير
اولين روستا در گرجستان diama و بعدي zimo و بعد mareti و بعد marneuliشهر مارنئولي به تنهايي از آخرين شهر ارمنستان آللاه وردي خيلي مدرن تر و اين نيز چنداني به تفحص نداره و از روي تنها يك نگاه سطحي قابل تشخيص و سزاسز این شهر آذری نشین که شهر مرزی بین ارمنستان و آذربایجان هم هست . 
و بعد amiri ،
بعد از مارنئولي kumisi  بعد از يك شيب بلند با يك پيچ ٤٥ ٦٥ درجه پيدا ميشه و با يك شيب مثب ٤٥ درجه و پيچ ٤٥ درجه تر از خودش ناپديد ميشه .
‏Akmali taskhal بعد از zemo teliti كه به سرع بعد ازين روستاي زمو تليتي روي بلندترين نقطه ي كوه ميشه يك نور بزرگ كه خبر از حضور يك كليسا در اون نقطه رو ميده رو حس كرد . وايكا گفت به خاطر اينكه انگليسي ها ميومدن و مردم رو اذيت ميكردن تموم كليساها بالاي قله ها ساخته شده و نقش يك قلعه رو داشته براي مردم . در واقع ي چيز تو مايه هاي قلعه دختر ها در ايران بوده .
بعد از زمو تليتي با red bridge  به rustvi ميرسيم كه شهر جالب و شلوغي كه از ابتداي شهر آنت لوزيوني صدا سيماي شهر كه به شكل برج ميلاد ولي در سايز كوچيكتره با چراغهاي رنگي پيداست .

و جاده هاي خوب و خوش دست و تازه آسفالت شده اي داره
ولي كلا ارامنه مردم مورد ظلم واقع شده اي هستن
جالب تر اينكه مسافرهاي ارمني كه كل مسير رو ساكت بودن به مدت پنج ساعت حالا كه وارد گرجستان شديم با ناراحتي در حال حرف زدن در رابطه با جاده و گرون بودن هزينه هاي رسيدگي و نگه داري در ارمنستان حرف ميزنند
واقعا ناراحت شدم چون فكر ميكردم فقط ما با اين موارد درگيريم در كشورمون ولي ديدم همين كنار گوشمون هستن كسايي كه درگيري هاي مشترك با ما رو دارن
تا يادم نرفته بگ كه تو كل مسير كه با ارمني ها در يك ون ٩ نفره همسفر بودم تنها يك پسر جوان خوش قيافه به اسم ايكا بود كه انگليسي بلد بود و رابط بين من و اون ارمنيهاي ديگه بود كه با لبخند و بادي لنگوئيج محبتشون رو به من نشون ميدادن ، حتي اون زني كه كنارم نشسته بود و تنش بوي بدو ترشي ميداد و كل مسير تحمل اش كردم .

 
در برگشت از گرجستان از جاده اي مغاير با جاده اي كه در ابتدا رفته بوديم
رفتيم
Jujevan
Ishkhan شاخه اي از قزل آلا
Kirants
Ejevan
Dilijan
Sevan
Aghartzin كليسا
Akh tamar كليسا
ايشفيل : بچه
Gentumik.  بهترين نونوايي ارمنستان
Apadan city

 
اين يك مجموعه تفريحي كه كنار كليساي هاغارتزين ساخته شده و يك نفر اهل شارجه اونجا سرمايه گذاري كرده و قرار گسترش اش بده ٧/٨ كيلومتر رو به خاطر دسترسي آسون به اين مجموعه آسفالت كرده و در شهر دليجان ارمنستان قرار داره
 
 کارخانه کنیاک سازی نوی (noy)
نوی به معنای نوح است به این دلیل که ارتودوکس های گریگوری معتقد هستند که اولین شراب جهان توسط حضرت نوح تولید شده است . خمره های چوبی ساخته شده از چوب بلوط برای نگهداری 5 ، 10 ، 20 سال در انباری وجود دارد.در این انبارراهرویی به نام کوچه روسای جمهور موجود است. از قدیم تر ها در این راهرو هر خمره را به رئیس جمهوری تخصیص می دادند و قرار بود پس از گذشت چند سال آنرا به همان رئیس جمهور بدهند و البته هر رئیس جمهور آن خمره را امضاء می کرد. روسای جمهوری مانند، بوریس یلتسین، گورباچف،پوتین، لوشچنکو و دیگر افراد عالی رتبه و رجال سیاسی دنیا.شرکت براندی ایروان ارمنستان برای تولید مشروبات الکلی است. نام تجاری اصلی آن آرارات است
كارخونه كنياك سازي يكي ازسايتهاي بسيار جذاب ايروان براي توريست هاست 
دو مدل بليط داره يكي براي كسايي كه نمي خوان از شراب ١٠٠ ساله تست كنن 
و دمي براي كسايي كه ميخوان از شراب صدساله تست كنن 
ولي هر دو گروه درآخر به يك بار در خود كارخونه دعوت ميشن و با شراب ٢٠ ساله و ميوه و ... ازشون پذيرايي ميشه . پيشينه اين كارخونه هم بسيار جذاب . فردی بوده که برای چرچیل کنیاک درست میکرده و بعد از مدتی چرچیل متوجه میشه که طعم کنیاک عوض شده به استالین نامه ای میزنه و ازش درخواست میکنه که این موضوع رو پیگیری کنه و استالین متوجه میشه که اون فرد جرمی مرتکب شده با پرداخت جریمه فرد رو از زندان بیرون میاره که به اتفاق دو نفر دیگه کارخانه کنیاک سازی نوی رو در محل زندان سابق افتتاح میکنن
 
 
 میدان جمهوری . میدان اپرا . خیابان یوسیایی با برند های خوب و خشگل اش و دره گلها و شهر دلیجان و پارسلیچ هم از دیدنیهای مهم دیگه ارمنستان هست که فکر میکنم به صورت مفصل در سایت های دیگه بهش اشاره شده و از توضیح اش در حال حاضر خودداری میکنم 
 
 
سفر به گرجستان برای ایرانی ها فعلا ویزا نمیخواد شاید در آینده این وضع تغییر کنه ولی هیچ چیزی مشخص نیست . گرجستان کشوری مذهبی و امن که رتبه پنجم امنیت رو در دنیا داره . 5 میلیون نفر جمعیت این کشور و یک میلیون و دویست هزار نفر ساکن شهر تفلیس هستند . به ازای هر 5 نفر یک ماشین سواری درین کشور وجود داره و این آمار دقیقی نیست تنها تخمین مشاهدات منه .
گدا و کلیسا و پمپ بنزین به وفور توی شهر تفلیس یافت میشه . واحد پول اینجا لاری و واحد کوچکتر از لاری تتری و در واقع هر 100 تتری یک لاری میشه
که در حال حاضر هر لاری 1650 تومان و 2/30 دلار میشه .
مردم گرجستان اصولا قشر متوسط به پایین رو تشکیل میدن و سرمایه دارها در اقلیت هستند اما بسیار مهمان نواز و صبور و خونگرم و پشت چهره هایی متشکل از جدیت روسی و خشونت ترکی قلبهای مهربونی دارن .
 به زبان گرچی صحبت میکنند که جزو 14 زبان دنیاست که الفبا دارن و زیر شاخه زبان قفقازی .
 این زبان تنها در گرجستان صحبت میشه و اگر هرجای دیگه دنیا این زبان رو شنیدین حتما اونها گرجی هستند
مردمی هستند که با صدای بسیار بلند صحبت میکنند و این به این دلیل که وقتی حذب کمونیست روی کار میاد تکلم به هر زبانی جز روسی رو ممنوع میکنه و مردم گرجستان به نشانه اعتراض به خیابون ها میرفتند و با صدای بلند گرجی صحبت میکردند و این عادت بلند حرف زدن تا همین الان روشون مونده .
 
قطعا درآمد حاصل از فروش سیگار درینجا بسیار بالاست به این دلیل که تقریبا همه سیگار میکشن .
مردم ارتدکس مذهب اینجا که در هر دو قاره اروپا و آسیا هستن تا حدود 10 سال پیش روسری به سر میکردند و در جامعه نمایان میشدند ولی بعد از اون دولتی قانونی معادل کشف حجاب رو براشون اجباری کرد و هنوز بقایای این حجاب رو در پایتخت سابق گرجستان شهر متسختا میشه پیدا کرد .
 
 
حمام و مسجدي كه شاه عباس در تفليس ساخت و هنوز قابل استفاده اس
حموم كه از رو سقف اش پيداس
و مسجد هم از روي كاشي هاي آبي رنگ اش پيداست
و همينطور توي اين مسجد اهل تسنن و اهل تشيع با هم عبادت ميكنن
اين مسجد هم مهراب داره و هم تك گلدسته اس
 و همزمان با ناقوس كليسا صداي اذان و كنيسه هم مياد 
 
 كليساي سامبا ، سومين كليساي ارتدكس مرتفع جهان ، سال ٢٠٠٦ ساخته شده و از مجموع ١٤ كليسا تشكيل ميشه كه ٥ تاش زير اين نماي بيروني قرار دارن و اتاق اسقف و سالن تدريس مدرسه ي ديني ، صومعه و ... شامل ميشه ، يكي از تفاوت هاي كليساهاي ارتدكس با ساير كليساها درين كه ناقوس در ساختنوني مجزا در خارج از كليسا قرار داره و در سامبا به تعداد ١٤ كليسا ناقوس قرار گرفته ، ١٥٠٠٠ نفر ظرفيت اين كليساست و ٩٧ متر ارتفاع اش ، كه از بالاي پله ها ٨٤ متر فقط ارتفاع بنايي كه تو عكس قرار گرفته ، جنس سقف گنبديش از طلا و از سقف گنبدي تا بالاي صليب ٧ متر ، سامبا به معناي (تثليث) يا همون صليبي كه مسيحي ها روي بدن ميكشند .
جلوي اين كليسا دو تا چيز خودنمايي ميكنه يكي مغازه هاي مشروب فروشي يكي گدا ...
 
 
 
 
خانه ي مادري استالين 
جايي كه اسنالين تا ١٥ سالگي در آن زندگي ميكرد .
مادر استالين خرج زندگي اشان را با خياطي تامين ميكرد و در سمت چپي متعلق به ايشان بوده البته مادر وي تا پايان عمر درين اتاق زندگي كرده و همانجا هم فوت كرده است . 
در سمت راستي متعلق به صاحب خانه بوده . پدر استالين يك كفاش دائم الخمر بوده و بيشتر عقده هاي شخصيتي استالين تحت تاثير دوران زندگاني پدرش ميباشد . در سن ١٥ سالگي تصميم ميگيرد كه به دانشگاه برود ولي اين درست زمانيست كه انتخاب ميكند تا قيد دانشگاه را زده و وارد حزب كمونيست شود چرا كه پاسخ تمام سوالهاي دوران فقر زندگي اش را ميدهد ، ( حزبي با شعار برابري فقير و ثروتمند ) .
دو بار ازدواج ميكند و حاصل ازدواج اول وي از همسر گوري الاصل اش يك پسر است و بعد از مرگ وي استالين خشن تر ميشود همانگونه كه در طول زندگي اش ميگويد ؛ تنها كسي كه ميتوانست قلب آهني مرا نرم كند از دنيا رفت . 
اما در ازدواج دوم كه همسري روسي الاصل است دو فرزند يكي دختر و ديگري پسر حصول ميشود ، كه پسرش توسط هيتلر اسير ميشود و هيتلر در ازاي آزادي پسراستالين ، آزادي يكي از ژنرالهاي اسير شده ي نازي را طلب ميكند ،
كه استالين در جواب ميگويد ؛ هرگز معاوضه يك سرباز معمولي(يعني پسرش ) با يك ژنرال ارشد براير نيست . 
و در نهايت پسر استالين در يك فرار از زندان نازي ها كشته ميشود ، و خواهرش هم به آمريكا فرار ميكند و شش سال پيش از دنيا ميرود .
و هم اكنون از ٩ نوه ي استالين ٣ نوه اش زنده ميباشند .
باقي شو بعدا مينويسم ، خسته شدم 
 
شهر متسختا
كليسا سوتيسخولي در شهر متسختا پايتخت سابق گرجستان (ايبريا) تو ايالت شيداكارتلي و در نيمه ي دوم هزاره ي اول قبل از ميلاد مسيح ساخته شده اين شهر و به خاطر كاووش هايي كه شده و در پي اين كاووش ها آثار مادي كه پيدا شده ( مثل جواهرات و ظروفي كه در كليسا نگه داري ميشه ) ساخت و ساز تو ي اين منطقه رو ممنوع كردن ، سازنده ي كليسا سوتيسخولي معمار معروف گرجي آرساكيدزه اس و كه در اوايل قرن يازده ميلادي اين بنا رو خلق كرده . شهر متسختا بعد از قرن ششم كه پايتخت گرجستان به تفليس انتقال پيدا ميكنه ، تبديل به پايتخت ديني گرجستان ميشه ( قم گرجستان ) و اعتقاد دارين كه در زير يكي از ستون ها در كليساي سوتيسخولي پيراهن حضرت مسيح نگه داري ميشه
 

در سفر به تفليس

بازارهاي تفليس ؛ واگزال ، ايست پوينت ، تبليسي مال

خيابان خوب براي خريد و قدم زدن و غذا خوردن ؛
پكيني ، مرجان اشفيلي ، روستاولي

خيابان تمامي بارها و كلاب ها و رستوران ها :
خيابان شاردني

خيابان خريد اجناس قديمي و صنايع دستي :
مشرالي خيدي

كلاب هاي ايراني :
نايت آفيس ، آنلاين كلاب كلاب خوب خارجي : آگوئست ( يونيك سابق ) رستوران ايراني : انار ، آكوآ پاپ ، هزارو يك شب