سفرنامه ارمنستان و گرجستان یا هایاستان و ایبریا
و من زنگ زدم به روبرت داداش رايموند كه بياد دنبال ام تا بتونه جريان سفر دو روزه ام رو به تفليس برام مهيا كنه
روبرت منو به ميدون راه آهن برد و اونجا به صورت روزانه حركت براي تفليس هست . كرايه هر نفر هم حدود ٥٠ هزار تومان ميشه
از بين ٨ نفر مسافري كه توي ون بوديم ، تنها يك نفر انگليسي بلد بود و مجبور شدم كل راه مزاحم اش بشم و ازش سوالهايي رو كه برام پيش ميومد بپرسم ، حدود ٧ ساعت با تشريفات مرزي تو راه بودم كه شرح به جزئيات سفر ازين قرار بود :
اين اطلاعات دستاورد بلبل زبوني هاي منه ها
Alagyaz روستاي گاو ها
Vananzor روستاي مجسمه خرس
Tashir روستاي مكانيك ها و لوازم يدكي ماشين و كارواش
Bambak روستايي كه ماهواره بالاي كلبه بود
Alaverdi روستاي جاده هاي بد
و ازين روستا به بعد رودخونه مياد دست چپ جاده چون از پل رد ميشين
Sanahi. روستاي ساختموناي قديمي و قابل استفاده
تو كل مسير غذاخوري و پمپ بنزين هست
پنج دقيقه بعد از روستاي ساناهي تابلويتفليس رو ميبينيد
با اينكه جاده هاش وحشتناك ولي پليس تو كل مسير در تردد و مجموعه هاي اقلمتي از هاستل و اتاق ومتل تا هتل و ويلا وجود داره
و مايحتاج كل روستاهاي توي مسير از شهر الله وردي و يا گرجستان تامين ميشه
در ضمن بهجز تعدادي هتل باقي مكان ها فاقد دستشويي با شير آب هستند
ولي دستگاه كارت خوان دارن كه كارت هاي ايراني توش جواب ميده
به نظرم اگر از دست شوري خارج نشده بود حتما جاي بهتري براي زندگي بىد
چون كل ساختمونهاش. تقريبا. مربوط به قبل از سال ١٩٩٠و فوپاشي شوروي
همينطور جاده هاي خطرناك و داغونش كه واقعا قبل از پاگذاشتن بهش بايد وصيت كرد
اما معلومه شوروي خوب به ايالات خودش ميرسيده چون هنوزم هم از همون پل ها و ريل ها و جاده و ساختمونها داره استفاده ميشه
اما از حق نگذريم مردم مهمون نوازي هستن و كلي مهمونم كردن هم توي مسير هم در سطح شهر
و جالب متفق القول نميدونستن من ايراني ام
البته منم تموم مدت انگليسي حرف ميزدم و اگر كسي ميپرسيد فقط جواب ميدادم و مليت ام رو ميگفتم
Karkop روستاي با پيچ هاي تند
كاملا شبيه شمال ايران و خودشون هماينو ميگن و اگر تصميم دارين به سمت گرجستان بريد و از ماشيني كه ترانسفرتون ميكنه به عنوان تخت خواب استفاده كنيد تا پول هتل ندين بايد بگم كه ازين فكر بياييد بيرون چون از جاده هاي وحشت آور ارمنستان كه بگذريد ديگه وقت زيادي براي استراحت در گرجستات نخواهيد داشت .
ولي امنيتش سيار بالاست
ي چيز جالب تر اينكه با وجود كل مخاطرات اين جاده ولي تقريبا روي تموم پيچ هاي جاده ي ساختمون وجود داره
روستاي ptghavan با يك پمپ بنزين بزرگ تقريبا بزرگترين در كل مسير
اولين روستا در گرجستان diama و بعدي zimo و بعد mareti و بعد marneuliشهر مارنئولي به تنهايي از آخرين شهر ارمنستان آللاه وردي خيلي مدرن تر و اين نيز چنداني به تفحص نداره و از روي تنها يك نگاه سطحي قابل تشخيص و سزاسز این شهر آذری نشین که شهر مرزی بین ارمنستان و آذربایجان هم هست .
بعد از مارنئولي kumisi بعد از يك شيب بلند با يك پيچ ٤٥ ٦٥ درجه پيدا ميشه و با يك شيب مثب ٤٥ درجه و پيچ ٤٥ درجه تر از خودش ناپديد ميشه .
Akmali taskhal بعد از zemo teliti كه به سرع بعد ازين روستاي زمو تليتي روي بلندترين نقطه ي كوه ميشه يك نور بزرگ كه خبر از حضور يك كليسا در اون نقطه رو ميده رو حس كرد . وايكا گفت به خاطر اينكه انگليسي ها ميومدن و مردم رو اذيت ميكردن تموم كليساها بالاي قله ها ساخته شده و نقش يك قلعه رو داشته براي مردم . در واقع ي چيز تو مايه هاي قلعه دختر ها در ايران بوده .
بعد از زمو تليتي با red bridge به rustvi ميرسيم كه شهر جالب و شلوغي كه از ابتداي شهر آنت لوزيوني صدا سيماي شهر كه به شكل برج ميلاد ولي در سايز كوچيكتره با چراغهاي رنگي پيداست .
و جاده هاي خوب و خوش دست و تازه آسفالت شده اي داره
ولي كلا ارامنه مردم مورد ظلم واقع شده اي هستن
جالب تر اينكه مسافرهاي ارمني كه كل مسير رو ساكت بودن به مدت پنج ساعت حالا كه وارد گرجستان شديم با ناراحتي در حال حرف زدن در رابطه با جاده و گرون بودن هزينه هاي رسيدگي و نگه داري در ارمنستان حرف ميزنند
واقعا ناراحت شدم چون فكر ميكردم فقط ما با اين موارد درگيريم در كشورمون ولي ديدم همين كنار گوشمون هستن كسايي كه درگيري هاي مشترك با ما رو دارن
تا يادم نرفته بگ كه تو كل مسير كه با ارمني ها در يك ون ٩ نفره همسفر بودم تنها يك پسر جوان خوش قيافه به اسم ايكا بود كه انگليسي بلد بود و رابط بين من و اون ارمنيهاي ديگه بود كه با لبخند و بادي لنگوئيج محبتشون رو به من نشون ميدادن ، حتي اون زني كه كنارم نشسته بود و تنش بوي بدو ترشي ميداد و كل مسير تحمل اش كردم .
رفتيم
Jujevan
Ishkhan شاخه اي از قزل آلا
Kirants
Ejevan
Dilijan
Sevan
Aghartzin كليسا
Akh tamar كليسا
Gentumik. بهترين نونوايي ارمنستان
Apadan city
این زبان تنها در گرجستان صحبت میشه و اگر هرجای دیگه دنیا این زبان رو شنیدین حتما اونها گرجی هستند
جلوي اين كليسا دو تا چيز خودنمايي ميكنه يكي مغازه هاي مشروب فروشي يكي گدا ...
در سفر به تفليس
بازارهاي تفليس ؛ واگزال ، ايست پوينت ، تبليسي مال
خيابان خوب براي خريد و قدم زدن و غذا خوردن ؛
پكيني ، مرجان اشفيلي ، روستاولي
خيابان تمامي بارها و كلاب ها و رستوران ها :
خيابان شاردني
خيابان خريد اجناس قديمي و صنايع دستي :
مشرالي خيدي
كلاب هاي ايراني :
نايت آفيس ، آنلاين كلاب كلاب خوب خارجي : آگوئست ( يونيك سابق ) رستوران ايراني : انار ، آكوآ پاپ ، هزارو يك شب
سلام