زیباپسندان
یکی از خاطره هایی که از بچگیم دارم اینه که مامانم بدش میومد از زنهایی که فقط به ظاهرشون میرسیدن ، ولی شوهر و بچه و زندگی شون پر از شلختگی بود .
همیشه هم از درون اذیت میشد وقتی میرفت جایی که میدید هیچ کنترلی روی هیچ چیزی به جز کات مو و میکاپ صورت وجود نداره .
چون خودش زنیه که هم به خودش میرسید هم به بچه و شوهر و زندگی ، حتی بیش از خودش واسه خانواده اش وقت میذاشت ، و این مستلزم فداکاری زیادی ، خب مامانم اون شکلی بزرگ شده بود که یک زن برای اینکه بتونه حرفی داشته باشه که خریدار داشته باشه ، نباید جای انتقاد برای خودش بگذاره ، و همیشه هم میگفت کسی که نمیتونه هیکل اش رو مدیریت کنه ، هیچ چیز دیگه ای رو نمیتونه مدیریت کنه . حتی با اینکه خیلی محجبه اس توی خونه کلی به خودش میرسید ولی از خونه که میخواست خارج بشه ، کاملا فرق میکرد .
الان میگه : دخترا خوب شدن ، یاد گرفتن زیبایی رو به همه چی تعمیم بدن ، خودشونو خوشگل کنن ، زندگی شونو خوشگل کنن ، شوهر و بچه و .... ، میگه مگه میشه زنی زیبا باشه و زیبایی رو دوست داشته باشه ولی زندگیش زشت باشه .
بعد از ازدواجم فکر میکنم درست میگه : چون اگر زن اهمیت نده ، دیگه هیشکی اهمیت نمیده و مسئولیت نمیپذیره ، فقط این زن که میمونه و اهمیت میده و از خودگذشتگی میکنه
سلام