متوجه ای؟
احتمالا پیش اومده که موقع صحبت یک نفر آنقدر درگیر چیز دیگه ای باشی که برای اینکه اون آدم ناراحت نشه ، وانمود کنی داری بهش گوش میدی و بهش توجه میکنی !
و احتمالا هم پیش اومده که اون آدم چند بار ازت بپرسه که گوشت با منه ؟ میگیری چی میگم ؟ متوجه ای ؟
این واضح ترین مثالش بود ، حالا فکر کن جزو اولویت های توجه یک آدم نیستی ، و جلو چشم هم نیستی ، یعنی حتی نمیتونی بهش یادآوری کنی گوشت با منه ؟ یا بهش تذکر بدی متوجه ای چی میگم؟
اونوقت چی ؟
اونوقت که احتمالا باید رودرواسی با خودتو بذاری کنار و به این نتیجه برسی که شاید بشه راحت یکی و ندید ، شاید بشه راحت بی توجهی کرد ، ولی توجه رو نمیشه وانمود کرد ، حتی زمانی که عمدا به یکی بی توجهی میکنی، داری کاملا بخش توجه میکنی ، و خیلی عجیب ، یعنی میتونی به آدما بی توجهی کنی حتی اگه فیک باشه ، ولی نمیتونی به آدمها توجه فیک بدی ، چون لازمه ی توجه ، اهمیت دادن
سلام