انگار یک نظمی برای تفریحات فصلی از قدیم در بیشتر کشورهایی که ما الان جهان اول بهشون میگیم وجود داشته که یا در کشور ما از بین رفته یا اونقدری همه گیر نشده ، چون مطمئنا با وجود شب یلدا و چهارشنبه سوری و ... این گونه از رویداد ها شکل گرفته از پیش .

برای مثال تمام دوستانم که توی اروپا و آمریکا زندگی میکنن ، بهار و تابستان به سفر ، قایق سواری ، تفریحات ساحلی ، جنگل و ‌کوهنوردی ، پیکنیک روزانه ، باغ وحش ، کمپینگ های آموزشی ، ... میرن ، در عوض پاییز و زمستان به اپرا ، تئاتر ، سینما ، رستوران های خوش منظره ، میوزیک کلاب ، استخر ، کنسرت ، موزه ، گالری های هنری ، ماشین سواری های شبانه میرن .

اما انگار توی ایران این چنین نیست انگار کسی نمیدونه یا شاید هم نمیتونه به جز شمال جای دیگه بره ، انگار هیچ نظمی برای تفریحات فصلی در عموم مردم وجود نداره .

دو سال پیش رفتیم شمشک و تمام کسانی که توی هتل مون بودن ، از من بیشتر سفرهای خارجی رفته بودن و خیلی هاشون ساکن استرالیا و ... بودن ، از نوع رفتار برازنده شون پوشش و ماشین هاشون میشد فهمید که از طبقه ی اجماعی مطلوبی هستن ، ولی شاید نیم درصد کل جمعیت ایران هم نبودن ، خب میدونم اسکی ورزش گرونی ، و میدونم هتل های مناطق کوهستانی هم گرون ولی اگر تقاضایی وجود داشته باشه قطعا عرضه بیشتر میشه ، حتی تعداد بسیار قابل توجهی هستن با اینکه از نظر مالی مشکلی ندارن ولی سفر و تفریحات روزانه جزو گزینه های مصرف شون نیست ، اصلا اعتقادی بهش ندارن ، اون قشری هم که من بهشون میگم مسافرهای خاکستری فایده ای برای جامع محلی ندارن ، وقتی کنار خیابون چادر بزنی ، با ماشین خودت بری سفر ، غذا و پیک نیک تو از خونه تون ببری خب تو چه سودی واسه شهر میزبان داری؟ تازه چهره ی شهر و هم زشت میکنی .

یا یک مثال دیگه کل ایران توی بهار و تابستون میره شمال ، ولی سه چهارم این جمعیت توی پاییز و زمستون باز میره شمال فقط یک چهارم میرن جنوب ، خب چرا ؟در حالیکه به جز جاهای دیدنی ، کلی کنسرت و .... توی جنوب به صورت مداوم برقرار

مسئول ترویج این فرهنگ در بین عموم مردم کی بوده ؟ چرا در کشورهای اونها شده ولی در کشور ما نشده ؟ انگار ما تقویم تفریحات فصلی نداریم و اصلا نمیدونیم کی باید چکار کنیم ، خیلی هردنبیلی انتخاب میکنیم که کجا بریم و چکار کنیم یا بالعکس