دوران بلوغ
دوران بلوغ یا همون تینیجری به نظرم خیلی دوران قشنگی
با وجود تمام مشکلاتی که به همراه داره واقعا دورانی که خیلی باید براش وقت گذاشت ، چون بیشتر چیزهایی که ما توی بزرگسالی داریم از دوران تینیجری داریم .
تمام مهارت هایی که یادمیگیریم : هنر ، زبان ، اطلاعات مدرسه ای ، مطالعه ی خارج از کتاب ، شکل صحیح رفتار کردن و لباس پوشیدن ، طریقه ی مصرف بهینه از زمان و از همه مهمتر برخورد با مشکلات...
به نظرم ما هیج موقع نباید نوجوان هارو بچه بدونیم ، نه اینکه اونارو بالغ بدونیم ، درواقع اونها یک چیزی هستن بین بچه و بزرگ ، و اتفاقا باید بهشون یاد بدیم چجوری مشکلات شون رو حل کنن ، وگرنه توی بزرگسالی مجبوریم بهشون یادبدیم که اون خیلی سخت تر میشه ، الان هرزمان که مشکلی پیش میاد و من درصدد حل اش برمیام، ذهنم فلش بک میزنه به یک مشکل کوچیکتر در دوران نوجوانی ، و جملاتی که از بزرگترهای شنیدم برای حل اون مشکلات ، و دقیقا با همون الگو مشکل و حل میکنم ، ولی هیچ موقع ذهنم فلش بک نمیزنه به حرفا و نصایح آدمایی که سعی میکردن بهم بگن ولش کن ، جدی نگیر ، چیزی نیست ، چون چیزی بود ، درواقع اون بزرگترهایی که برای من ارزش قائل بودن ، جوری برخورد میکردن که انگار مشکلی که من دارم جدیه و بهم راه حل میدادن ، اما بیشترشون فکر میکردن مشکل هورمونهای دوره ی بلوغ ، که حتی اگر حق با اونها میبود باید بیشتر کمک میکردن تا از پس مشکلم بربیام چون من یک زن ام که حداقل ماهی ده روز درگیر مشکلات هورمونی ام به جز دوران بارداری که باید یکسال درگیر بمونم ، اما بزرگترهای که بزرگتری بلد نیستن هیچ چیزی رو جدی نمیگیرن و این منش رو به بچه ها و نوجوون ها منتقل میکنن و از نوجوون اشون چیزی میسازن که بعدها خودشون پشیمون میشن .
پس به نظرم باید برای نوجوون ها ارزش قائل بشیم و مشکلات شون رو جدی بگیریم و بهشون یاد بدیم چجوری باید حل اش کنن ، حتی ازون حس جوگیر بودن شون هم میتونیم استفاده کنیم تاانگیزه ی از بین بردن مشکل رو در اونها به وجود بیاریم .
سلام