خدارو شکر که صبح بزرگ و روشن تو به منو همسرم تقدیم کردی

خداوند عظیم و شاّن

بچه که بودیم نماز میخوندیم ، از مامانم می‌پرسیدم چرا باید نماز بخونیم ، میگفت : شکر نعما تعمتت افزون کند ، کفر نعمت از کفت بیرون کند ، و بعد معنیش می‌کرد .

و من همیشه سپاسگذار خداوند بودم ، حتی تو تاریک ترین روزهای زندگیم مثل مرگ پدرم ، و بارها و بارها مطمئن ام کرده اگر گاهی آدم ناشایستی سر راه مون قرار گرفته واسه این بوده که یک نقشی و ایفا کنه و بره ، و خداوند مهربونتر از اینه که وقتی خود ما نمی‌خواهیم ، ما رو با آدم‌های بد توی یک موقعیت قرار بده .