چطور میتونم با اون کسی که از من توی ذهنت ساختی رقابت کنم ؟

این جمله هم میتونه نشون دهنده ی این باشه که طرف مقابل از ما اون شاهکار آفرینش که نیستیم و ساخته .

هم میتونه نشون بده که طرف از از ما یک دیو بدجنس و دو سر که نیستیم رو ساخته ،

به علاوه کل چیزهایی که هستیم و تنها ذهنش پذیرفته .

و آره واقعیت اش اینه که ما نمیتونیم رقابت کنیم با تصویر ذهنی آدمها از خودمون

واسه همینم نباید به آدمها بیش از خودمون اهمیت بدیم ، یا حتی تلاش کنیم تا خود واقعی مون رو بهشون نمود کنیم ، چون فقط خودمونیم که میدونیم چقدر برداشت های خوب و بدشون از ما درسته ، البته موفق هم نمیشیم که تغییری به وجود بیاریم ، چون هرچی تلاش کنیم بازم پردازنده ی ذهن اونها اون شکلی عمل میکنه ، نه به شکلی که ما میخواییم

تازه ازین بدتر هم داریم اونجایی که جدیدا اسمشو گذاشتن[ کراش] یک نفر توی ذهنش از کسی خوشش میاد و انقدر رویا پردازی میکنه در رابطه با اون آدم که از کل واقعیت دور میشه ، یهو خبر ارتباط اون آدم با یکی دیگر و میشنوه و بهم میریزه ، افسردگی میگیره ، حتی خودکشی میکنه ، اما اون آدم و نمیتونه از ذهنش بیرون کنه ، چرا؟ چون اون رابطه ای که هیچ وقت وجود نداشته توی ذهن ما دهه ها پیش رفته ، خب چطور میشه با آدمی که هیچ موقع وجود نداشته قطع رابطه کرد ؟؟؟

و احساس میکنم به همین دلیل که توی علم پزشکی و روان پزشکی و ادیان مختلف میگن که ارتباط جنسی باید فیزیکی باشه نه ذهنی و به وجو آوردنش یعنی اعتیاد بهش و...احتمالا پیامد های بسیار مخربی داره .