اگر قصد سفر به عمان رو دارین به صورت هوایی که از تهران پرواز مستقیم و از شیراز و جزیره قشم به صورت کانکشن وجود داره . ولی اگر زمینی بخواین برید از جزیره قشم میتونید با کشتی که ساعت 7 صبح روز پنجشنبه و شنبه حرکت داره به خصب و از خصب با یک کشتی دیگه یا با پرواز میتونید به مسقط برسید که این مسیر دریایی رو من نرفتم .

من با پرواز قشم ایر از جزیره قشم به دوبی رفتم و از دوبی با سوئیس ایر به مسقط که هر شب ساعت 21:45 از دوبی به مسقط این پرواز سوئیسی وجود داره .

که بعد از 45 دقیقه به مسقط میشینه و شما شاهد شهری با ساختمان های سراسر سفید خواهید بود که به ندرت میتونید ساختمانی جدید با رنگ و معماری متفاوت پیدا کنید و اونهایی هم که هستند یا بازار هستند یا هتل .

من در هتل الفلج مسقط اقامت داشتم که در منطقه شهر قدیم مسقط قرار گرفته و بسیار نزدیک به بناها و موزه ها و بافت های تاریخی مسقط .

یکی از بهترین بلوارهای ساحلی که کشتی سلطان قابوس در اونجا پهلو گرفته به اسم "مطرح " است .

که این بلوار ساحلی میزبان توریست های زیادی که به خصوص برای دیدن بازار سنتی مطرح یا همون " سوق مطرح" به این ساحل میان .

بازار مطرح ، بازار قديم يا بازار سنتي مسقط ، البته چيزاي مدرن هم توي اين بازار پيدا ميشه ولي سنتي هاش بیشتر ، طلا و لباس و خوراكي و قليان و اگر به بازار طلاي دوبي در وسط بازار مرشد رفته باشيد ميتونيد تصور كنيد كه اين بازار چه شكلي ، چون دقيقا با همون معماري ساختنش و همينطور بسيار جاي خنك و سايه بان داري هست و در بلوار ساحلي (مطرح) مسقط روبروي اسكله ي سلطان قابوس قرارگرفته .

قصر سلطان قابوس

دقيقا روبروي موزه ملي مسقط كه فرانسوي ها ساختنش ، تو خيابون سعيديه مسقط كه قديمي ترين محله ي مسقط و مركز قديم مسقط و جالب اينه كه محله ي شيعه نشين مسقط كه در كنار محله ي كلبوه قرار داره . وزارت خونه ها و يك بيمارستان خصوصي و موزه ي سنتي مسقط هم در همين محله واقع شده 

واحد پول عمان ريال و يك واحد كوچكتر از ريال هم دارن كه اسمش بيسه هست ، هر صد بيسه ميشه يك ريال 

هر ريال عمان معادل حدودا ده هزار تومان ايران . بله خيلي با ارزش ، عکس روی اسکناس ها عمانی هم  . عکس جناب آقاي سلطان قابوس هست كه در اسکناس های بیسه   كنار آبراهه اي هست كه به اسم خودشون نام گذاری شده . ایشون  ، مجرد هم هستن و پير و مريض هم هستن و به همين دليل خيليا نگرانن كه نكنه بدون تعيين جانشين بميره و دعوا بشه 

 چند تا ساحل خوب هم توی مسقط وجود داره که بسیار خوش منظره و خوش آب و هوایی یکی از این سواحل :  ساحل جاسا هست كه به يك هتل شش ستاره ختم ميشه و یک آبگير در نزدیکی ساحل جاسا و نرسیده به روستای صیاد وجود داره که محل نگهداری كشتي هاي اختصاصي وجود داره ،دكه مالكين اش خصوصي هستن ،

 كشتي هاشون رو ميذارن كارگرها براشون ميشورن و تميز ميكنن و تا استفاده ي بعدي براشون نگه داري ميكنن

 

مسجد جامع سلطان قابوس مسقط یکی از زیباترین معماری ها در ساخت مساجد هست که توریست های زیادی رو به خوئش جذب میکنه و  كه يك باغ خيلي زيبا دورش بنا كردن

 

یک روز در هنگام ماشین سواری در ساحل مطرح در روبروی كشتي اختصاصي سلطان قابوس 

دو تا كارگر هندي رو دیدم  كه به تماشاي اين شكوه نشستن ، 

امروز يكي از دوستان با نسبت نزديك از يكي از دوستاي عربمون پرسيد ؛ چرا اينهمه هندي تو كشورتون كار ميكنن ، نميترسين كه فرصت هاي شغلي رو ازتون بگيرن ؟ گفت ؛ ميترسيم ي روزي ازينجا برن و ما مجبور باشيم خودمون براي خودمون كارگري كنيم . خب اينم نوعي برده داري نرم دنياي مدرن محسوب ميشه .

 

ميدونهاي شهر مسقط كلا به آب مربوط ، يا ماهيه يا قايق و ادوات درياداري .

 ميدان السمكة . ميدان مينا . ميدان ريام و یک میدان هست که خیلی مطلب داره اين ميدان به یک برجي  منتهي ميشه كه در قديم براي جلوگيري از هجوم دزداي دريايي ساخته شده بوده که  دیده بانانی اونجا بوئن و پاس میدادن . اما الان فقط يك مكان توريستي شده ، خب كل اينها هم تو مركز قديم عمان واقع شده و جالب بدونيد اين ديواره ها تا به پشت

 وزارت اقتصاد كنوني مسقط ميرسه كه اتاقك هاي زندان مركز قديم مسقط بوده .

جلوي ميدون ريام هم يك پارك هست كه به يك تنديس ختم ميشه كه قيافه تنديس مثل جاي عود ميمونه 

 

دهكده ي ماهيگيري در شهر قديم مسقط ، يكي ديگه از ويژگي هاي عماني ها اينه كه خونه هاشون برج هاشون ساختمونهاشون و سفيد ميسازن ، اصلا كل شهر سفيد و همه شهر قديم شون و بين تپه هاي . كوچيك كوچيك پنجاه / صدمتري ساختن

و مثل اينكه قانون كشورعمان اينه كه خونه ها بايد سفيد رنگ بشن و اينطور كه من شنيدم محله ي فقير و غني نشين نداره توي مسقط ، به قول معروف اينجا همه چي درهم... 

اما از اشتراكات فرهنگي مون بگم ؛ دو تا شيريني که یکیش دقیقا سوغات شهر قشم هم هست .  يكيش زولبيا ادويه دار و اون يكي مثل نون ترد هاي ويتاناست و اسمش حلكه اي

اما فلافل قضيه اش فرق داره ، موقع خوردنش پرسيدم قاشق و چنگال 

به عربي چي ميشه ؟

گفتن سه تا كلمه واسه قاشق در زبان عربي داريم ؛ كاشك "قاشق" ملعقه " ملاقه " كفچه " همون كفچين " منظورشون هست . يا "كفگير" كه به خاطر تلفظ نكردن حرف "گ" احتمالا كفجه و بعد كفچه شده .

 يك پرنده هم در جنگلهاي حرا قشم هست كه اسمش كفچه نوك يا بيلو كه دقيقا صدف هارو با نوكش ميكشه بيرون و بازشون ميكنه و محتويات داخل صدف رو ميخوره ، كه نشون دهنده ي اين اشتراك 

زباني بين مردم قشم و مردم عمان

يك نصيحت دارم براتون كه تو عمان ذرت نخورين

چون به شدت هرچه باورنكردني تر ، شيرين ، و مسقيم ميذارنش روي ذغال واسه درست كردنش ، بدون سيخ و فاصله 

 

امروز به موزه ي برند ( به معناي بالكن ) موزه ي بيت الزبير و موزه ي ملي مسقط رفتيم .

 فيلم های در این موزه هست که طريقه ي شكل گيري ژئومورفولوژي كشور عمان رو به روايت تصوير بهتون نمایش میده

 

توي تمام نوشته هاي توي نقشه هاي عمان و تمام منابعي كه توي موزه بود شاخاب پارس ، به خليج الفارسي ، بحر الفارس و ... بود . كه اين نشون دهنده ي آدم تربودن عماني ها نسبت به باقي هم نژاد هاشون ، 

همين سوريه كه انقدر ما كمك شون كرديم هم تو تموم نقشه هاش زده بود خليج عربي . اما اين دوست عماني ما هي بحث ميكرد ، به من و ميگفت عربيك سي ، امروز بيچاره اش كردم انقدر بهش تابلو نشون دادم 

روزي هم كه تو پرواز بودم از دوبي ميومدم ي عرب سعودي كنارم نشسته بود و داشتم براش از ويژگيهاي پرشين گلف ميگفتم ، كه با گفتن كلمه ي پرشين گلف يهو يك زن اماراتي برگشت تو صورتم نگاه كرد ، منم كه اصلا خوراكم رخ به رخ شدن ، از اونجاي داستان به بعد هم تو صورت اون نگاه ميكردم توضيح ميدادم هم تو صورت اين بنده خدا كه كنار دستم بود ، آخه مطالعه ندارن هي ميگن خليج عربي 

قسمت آلات موسيقي و لباسهاي عماني

درباره ي موسيقي عماني كه بهتره بگم خليجي ميكس شده با عربي ولي راجع به لباسهاش اول كه كاملا رنگي لباسهاشون و خودشون ميگه توي ٢٠ سال اخير هست كه عباهاي مشكي راه پيدا كرده به فرهنگ پوششي ما ، و لباسهاشون تلفيقي از لباسهاي هرمزگاني و بلوچستاني ، مثلا لباس زنهاي جزيره المسندام كاملا شبيه لباس زنهاي جزيره كيش ، و لباس مردم شمال عمان كاملا شبيه لباس زنهاي بلوچ ، و اينها هم روسري هاي بلند دارن كه به همون اسم ليسي ميشناسنش ، و برقع كه تو فرهنگ مردم اينجا هم هست كه دقيقا مثل هرمزگان حكم شناسنامه ي زن رو داره ، و قيافه ي برقع هاشون خيلي متفاوت از برقع هاي هرمزگاني ، دقيقا خوس دوزي هاي روي لباس هاشون رو با همون كارگاه هايي انجام ميدن كه در هرمزگان انجام ميشه ، در ضمن نقش حنا هم در فرهنگ عماني ها وجود داره و دقيقا مثل نقش حناهاي هرمزگاني هاست و مدل عربي يا هندي نيست .

 

( یک تجربه تلخ  که دقیقا در همون روز نخست سفر نگارش شده )

امروز وحشتناك ترين روز زندگيم بود ، انقدر ناراحت شدم كه آخرش با يك گريه ي عصبي نيمه متوحش به پايان رسيد

تو فرودگاه دوبي كه رسيدم ( دناتا ، شركت خدمات بار هوايي امارات ) بهم گفتن بايد ٣٠٠ درهم بدي كه ما بارتو از قشم اير به سوئيس ايرلاين جابه جا كنيم ، بعد رفتم قسمت كانكشن كه به پرواز مسقط برسم ، بهم گفتن بايد ويزاي مسقط ات پيشت باشه ، گفتم ممكن نيس چون اصل اون ويزا تو عمان و فقط يك عكس ازش پيش منه ، گفتن كه ؛ خب بايد بگي اصلش رو ببرن دفتر سوئيس اير تو عمان و اونها به ما زنگ بزنن و كانفرم اش كنن تا ما اجازه بديم شما بريد ، بعد ازينكه اون انجام شد ، گفتن كه چرا بليط رفت و برگشتت دوبي_مسقط_دوبي ، تو كه ويزاي دوبي رو نداري ، بايد بليط برگشت از دوبي به يك كشور ديگه رو همين الان بهمون بدي وگرنه تو پرواز چك اين نميشي ، ويزاكارت بابام  توي سايت خريد بليط (اي دريم ) جواب نميداد با بدبختي تونستم يك دوست با محبتي رو پيدا كنم تا برام بليط بگيره براي ارمنستان ، كه به اينا نشون بدم تا منو چك اين كنن ، بعد بهم گفتن كه بايد ٢٦٠ درهم هم بابت اضافه بار بدي ، پرسيدم مگه من ٣٠٠ درهم ندادم بابت ترانزيت بارم ، گفتن ؛ اون فرق ميكرد اين رو براي اضافه بار شارژ شدي ، اونم پرداخت كردم ، و با پشت سر گذاشتن همه ي اين استرس ها و ساعات اعصاب خورد كن و پذيرايي بد تو پرواز ، به اين فكربودم هنوز كه به خاطر پرواز خوبي كه پشت سر گذاشتم دو تا عكس بالايي رو براتون آپلود كنم و از خدمات پرواز بگم ، كه توي فرودگاه مسقط سورپرايز شدم ، خودم تو مسقط ، چمدونم هنوز از دوبي نيومده بود ، متاسفانه ديگه چونه زدن و اعصاب خوردي به جايي رسيد كه دلم ميخواست يكاري دست اين پرواز سوئيسي بدم ، كه بعد از كلي تهديد يك كيف درآوردن و بهم دادن كه توي عكس پاييني ميببنيد ، تعدادي لوازم بهداشتي و يك تيشرت توش هست كه تنهالباس راحتي اي هست كه در حال حاضر دارم .

اينهمه اتفاق خوب توي يك روز تا حالا برام نيافتاده بود .

الانم ميخوام تا فردا همين ساعت بخوابم